حدیث دربارهترازوى [سنجش ] اعمال
الاحتجاج:من سؤالِ الزِّنديق الذي سألَ أبا عبدِ اللّهِ عليه السلام عن مسائلَ كثيرةٍ أن قالَ:. أ وَ ليسَ تُوزَنُ الأعمالُ؟ قالَ عليه السلام: لا، إنّ الأعمالَ لَيسَت بأجسامٍ، و إنّما هِي صِفَةُ ما عَمِلوا، و إنّما يَحتاجُ إلى وَزنِ الشّيءِ مَن جَهِلَ عَدَدَ الأشياءِ و لا يَعرِفُ ثِقلَها و خِفَّتَها، و إنّ اللّهَ لا يَخفى علَيهِ شيءٌ.
قالَ: فما معنَى المِيزانِ؟ قالَ عليه السلام: العَدلُ.
قالَ: فما مَعناهُ في كِتابِهِ: «فَمَنْ ثَقُلَت مَوازِينُهُ» ؟ قالَ عليه السلام: فمَن رَجَحَ عَمَلُهُ. ۱
الاحتجاج:زنديقى از امام صادق عليه السلام سؤالهايى پرسيد و از جمله اينكه آيا اعمال وزن نمى شوند؟ حضرت فرمود: نه، اعمال جسم نيستند، بلكه در حقيقت صفتِ كارى است كه مردم انجام مى دهند. وانگهى كسى محتاج وزن كردن چيزى است كه شمار اشيا و سنگينى و سبكى آنها را نداند، ولى براى خداوند هيچ چيز پوشيده نيست.
زنديق گفت: پس معناى ميزان چيست؟ حضرت فرمود: عدل.
زنديق گفت: پس، اينكه در كتاب خود گفته است: «و كسى كه ترازوهايش سنگين باشد» به چه معناست؟ حضرت فرمود: يعنى كسى كه عملش بچربد ۲.
۱.الاحتجاج: 2/212 و247/223.
قال العلاّمة الطباطبائيّ: و في الرواية تأييد ما قدّمناه في تفسير الوزن، و من ألطف ما فيها قوله عليه السلام: «و إنّما هي صفة ما عملوا» يشير عليه السلام إلى أن ليس المراد بالأعمال في هذه الأبواب هو الحركات الطبيعيّة الصادرة عن الإنسان لاشتراكها بين الطاعة و المعصية، بل الصفات الطارئة عليها التي تعتبر لها بالنظر إلَى السّنن و القوانين الإجتماعيّة أو الدينيّة مثل الحركات الخاصّة التي تسمّى وقاعا بالنظر إلى طبيعة نفسها ثمّ تسمّى نكاحا إذا وافقت السنّة الاجتماعيّة أو الإذن الشرعيّ، و تسمّى زنا إذا لم توافق ذلك، و طبيعة الحركات الصادرة واحدة. و قد استدلّ عليه السلام لما ذكره من طريقين: أحدهما: أنّ الأعمال صفات لا وزن لها، و الثاني: أنّ اللّه سبحانه لا يحتاج إلى توزين الأشياء لعدم اتّصافه بالجهل تعالى شأنه. (الميزان في تفسير القرآن: 8/16).
۲.مرحوم علاّمه طباطبايى گويد: در اين روايت تأييدى است بر آنچه در تفسير «وزن» گفتيم. يكى از لطيف ترين نكاتى كه در اين روايت وجود دارد، اين فرموده امام است كه: «اعمال در حقيقت صفتِ كارى است كه مردم انجام مى دهند». امام عليه السلام در اين جمله اشاره مى فرمايد كه مراد از اعمال در اين موارد، حركات طبيعى اى كه از انسان سر مى زند نيست؛ زيرا اين حركات در طاعت و گناه، هر دو، صورت مى گيرد. بلكه مراد از اعمال صفاتى هستند كه بر كردارها عارض مى شوند و سنن و قوانين دينى يا اجتماعى آنها را براى اعمال معتبر مى داند. مثلاً در حالت جماع حركاتى صورت مى گيرد كه اگر مطابق با سنّت اجتماعى يا اجازه شرعى باشد، نكاح ناميده مى شوند و اگر مطابق با اينها نباشند، زنا به شمار مى آيد، در صورتى كه طبيعت و ماهيت حركاتى كه سر مى زند در هر دو حالت يكى است. امام عليه السلام براى فرمايش خود از دو راه استدلال كرده است: اول اينكه اعمال صفت هستند و وزن ندارند. دوم اينكه، خداوند متعال احتياج به وزن كردن اشيا ندارد؛ چون متّصف به صفت جهل نمى باشد (الميزان في تفسير القرآن: 8/16).