حدیث دربارهارث

علل الشرائع عن هِشام بن سالِمٍ:إنَّ ابنَ أبي العَوجاءِ قالَ للأحوَلِ: ما بالُ المَرأةِ الضَّعيفَةِ لَها سَهمٌ واحِدٌ و لِلرّجُلِ القَوِيِّ المُوسِرِ سَهمانِ؟ قالَ: فذَكَرتُ ذلكَ لأبي عبدِ اللّهِ عليه السلام فقالَ أن لَيسَ لَها عاقِلَةٌ و لا نَفَقَةٌ و لا جِهادٌ ـ و عَدَّ أشياءَ غَيرَ هذا ـ و هذا علَى الرِّجالِ؛ فلِذلكَ جُعِلَ لَهُ سَهمانِ و لَها سَهمٌ. ۱
علل الشرائعـ به نقل از هشام بن سالم ـ: ابن ابى العوجاء به [محمّد بن نعمانِ] اَحول گفت: اين زن ضعيف و بيچاره چه تقصيرى كرده است كه داراى يك سهم [از ارث]باشد، اما مرد توانمند مالدار دو سهم داشته باشد؟ احول مى گويد: من اين سخن را براى حضرت صادق عليه السلام باز گفتم. امام فرمود: به خاطر اينكه زن نه موظّف به پرداخت ديه اى [در مورد عاقله]است و نه نفقه اى بر او واجب است و نه جهادى ـ حضرت چند مورد ديگر را برشمرد ـ و اين وظايف همه به عهده مرد است. به اين دليل براى مرد دو سهم و براى زن يك سهم در نظر گرفته شده است.
۱.علل الشرائع: 570/3.
کلیدواژه‌ها ارث

احادیث دیگر این موضوع

۵
مجمع البيان:از جابر بن عبد اللّه نقل شده است كه: من بيمار شدم و رسول خدا صلى الله عليه و آله و ابو بكر پاى پياده به عيادت من آمدند. در اين هنگام من از هوش رفتم. پيامبر مقدارى آب خواست و وضو گرفت و مقدارى از آن را روى من پاشيد و من به هوش آمدم. عرض كردم: اى رسول خدا! با اموال خود چه كنم؟ رسول خدا خاموش ماند و در اين زمان آيه مواريث درباره من نازل شد. بعضى گفته اند: اين آيه درباره عبد الرحمان، برادر حسّان شاعر، نازل شده است و علّتش آن بود كه وى درگذشت و يك همسر و پنج برادر از خود باقى گذاشت. وارثان آمدند و اموال او را براى خود برداشتند و به همسرش چيزى ندادند. زن عبد الرحمان از اين موضوع به رسول خدا شكايت كرد. در اين هنگام خداوند آيه مواريث را فرو فرستاد. اين قول از سدّى روايت شده است. بعضى هم گفته اند: ميراث به فرزندان [متوفّى]تعلّق داشت و وصيّت مخصوص پدر و مادر و خويشاوندان بود (چنانچه متوفّى مى خواست چيزى از اموال او به والدين و خويشاوندانش برسد، مى بايست وصيّت كند)، اما خداوند اين قانون را لغو كرد و آيه مواريث را فرو فرستاد. پس رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: خداوند راضى نشد كه كار تعيين ارث را به فرشته اى مقرّب يا پيامبرى مرسل وا گذارد، بلكه موضوع تقسيم اموال ميّت را خود به عهده گرفت و حقّ هر حقدارى را به او داد. اين قول از ابن عباس نقل شده است.