گريستن بر مرگ مؤمن

2 حدیث
كمال الدين عن محمّد بن عبد اللّه الكوفي:لمّا حَضَرَت إسماعيلَ بنَ أبي عبدِ اللّهِ الوَفاةُ جَزِعَ أبُو عبدِ اللّهِ عليه السلام جَزَعا شَـديدا، فلمّا غَمَّضَهُ دعا بقَميصٍ غَسيلٍ أو جَديدٍ فَلَبِسَهُ، ثُمّ تَسَرَّحَ و خَرَجَ يَأمُرُ و يَنهى، فقالَ لَهُ بعـضُ أصحابِهِ: جُعِلتُ فِداكَ، لقد ظَنَنّا أن لا يُنتَفَعُ بكَ زمانا لِما رَأينا مِن جَزَعِكَ! قالَ: إنّا أهلُ بيتٍ نَجزَعُ ما لم تَنزِلِ المُصيبَةُ، فإذا نَزَلَت صَبَرنا. ۱
كمال الدينـ به نقل از محمّد بن عبد اللّه الكوفى ـ: چون مرگ اسماعيل فرزند امام صادق عليه السلام نزديك شد، حضرت سخت بيتابى كرد. اما همين كه چشمان او را بر هم نهاد، پيراهنى شسته يا نو خواست و آن را پوشيد و سپس بيرون آمد و به بيان اوامر و نواهى (كارهاى روزانه) پرداخت. يكى از اصحاب ايشان عرض كرد: فدايت شوم! وقتى آن بيتابى شما را ديديم گمان برديم كه تا مدتى از شما بى بهره خواهيم ماند. حضرت فرمود: ما خاندانى هستيم كه تا مصيبت فرود نيامده است، بيتابى مى كنيم اما همين كه نازل شد، شكيبايى مى ورزيم.
۱.كمال الدين: 73.
سنن النسائي عن أبي هريرة:ماتَ مَيِّتٌ مِن آلِ رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فاجتَمَعَ النِّساءُ يَبكِينَ علَيهِ فقامَ عمرُ يَنهاهُنَّ و يَطرُدُهُنَّ، فقالَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: دَعهُنَّ يا عمرُ، فإنّ العَينَ دامِعةٌ و القَلبَ مُصابٌ و العَهدَ قريبٌ. ۱
سنن النسائيـ به نقل از أبو هريرة ـ: يكى از افراد خاندان رسول خدا صلى الله عليه و آله در گذشت. زن ها جمع شده و بر او مى گريستند؛ كه عمر برخاست و آنان را از گريستن نهى كرد و شروع به متفرّق كردن آنها نمود. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: اى عمر! رهايشان كن؛ كه چشم، اشكبار است و دل، مصيبت ديده و داغشان، تازه مى باشد.
۱.سنن النسائي: 4/19.