حدیث دربارهگريستن بر مرگ مؤمن
كمال الدين عن محمّد بن عبد اللّه الكوفي:لمّا حَضَرَت إسماعيلَ بنَ أبي عبدِ اللّهِ الوَفاةُ جَزِعَ أبُو عبدِ اللّهِ عليه السلام جَزَعا شَـديدا، فلمّا غَمَّضَهُ دعا بقَميصٍ غَسيلٍ أو جَديدٍ فَلَبِسَهُ، ثُمّ تَسَرَّحَ و خَرَجَ يَأمُرُ و يَنهى، فقالَ لَهُ بعـضُ أصحابِهِ: جُعِلتُ فِداكَ، لقد ظَنَنّا أن لا يُنتَفَعُ بكَ زمانا لِما رَأينا مِن جَزَعِكَ! قالَ: إنّا أهلُ بيتٍ نَجزَعُ ما لم تَنزِلِ المُصيبَةُ، فإذا نَزَلَت صَبَرنا. ۱
كمال الدينـ به نقل از محمّد بن عبد اللّه الكوفى ـ: چون مرگ اسماعيل فرزند امام صادق عليه السلام نزديك شد، حضرت سخت بيتابى كرد. اما همين كه چشمان او را بر هم نهاد، پيراهنى شسته يا نو خواست و آن را پوشيد و سپس بيرون آمد و به بيان اوامر و نواهى (كارهاى روزانه) پرداخت. يكى از اصحاب ايشان عرض كرد: فدايت شوم! وقتى آن بيتابى شما را ديديم گمان برديم كه تا مدتى از شما بى بهره خواهيم ماند. حضرت فرمود: ما خاندانى هستيم كه تا مصيبت فرود نيامده است، بيتابى مى كنيم اما همين كه نازل شد، شكيبايى مى ورزيم.
۱.كمال الدين: 73.