حدیث دربارهمشورت در امر امامت
عنه عليه السلامـ مِن كتابٍ لَهُ إلى معاويةَ ـ: إنّهُ بايَعَني القَومُ الذينَ بايَعُوا أبا بكرٍ و عُمَرَ و عُثمانَ على ما بايَعُوهُم علَيهِ، فلَم يَكُن لِلشاهِدِ أن يَختارَ، و لا للغائبِ أن يَرُدَّ، و إنّما الشُّورى لِلمُهاجِرِينَ و الأنصارِ، فإنِ اجتَمَعُوا على رَجُلٍ و سَمَّوهُ إماما كانَ ذلكَ للّهِِ رِضا. ۱
امام على عليه السلامـ در نامه خود به معاويه ـنوشت: همان مردمى كه با ابو بكر و عمر و عثمان بيعت كردند با من نيز بيعتى همان گونه كردند. بنا بر اين، آن كه [در موقع بيعت با من] حاضر بوده است، نسزد كه [جز مرا]انتخاب كند و آن كه حاضر نبوده، حق ندارد نپذيرد. مشورت، حق مهاجران و انصار است. اگر آنان درباره مردى توافق كردند و او را پيشوا ناميدند، خشنودى خدا نيز در آن است.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 6.