معناى خوش گمانى به خدا
5 حدیث
عنه عليه السلام:حُسنُ ظَنِّ العَبدِ باللّهِ سبحانَهُ على قَدرِ رَجائهِ لَهُ، حُسنُ تَوَكُّلِ العَبدِ على اللّهِ على قَدرِ ثِقَتِهِ بهِ. ۱
امام على عليه السلام:حسن ظنّ بنده به خداى سبحان به اندازه اميدش به اوست و حسن توكّلش به خداوند، به اندازه اطمينانش.
۱.غرر الحكم: 4831 و 4832.
الإمامُ الرِّضا عليه السلام:أحسِنِ الظَّنَّ باللّهِ؛ فإنّ اللّهَ عَزَّ و جلَّ يقولُ: أنا عِندَ ظَنِّ عَبدِيَ المُؤمِنِ بي؛ إن خَيرا فخَيرا، و إن شَرّا فَشَرّا. ۱
امام رضا عليه السلام:به خداوند گمان نيك ببر؛ زيرا خداى عزّ و جلّ مى فرمايد: من نزد گمان بنده مؤمن خويشم؛ اگر گمانِ او به من نيك باشد، مطابق آن گمان با او رفتار كنم و اگر بد باشد نيز مطابق همان گمانِ بد با او عمل كنم.
۱.الكافي: 2/72/3.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:حُسنُ الظَّنِّ أن تُخلِصَ العَمَلَ، و تَرجُوَ مِنَ اللّهِ أن يَعفُوَ عَنِ الزَّلَلِ. ۱
امام على عليه السلام:خوش گمانى [به خدا] اين است كه عمل را [براى او] خالص گردانى و اميدوار باشى كه خداوند از لغزشها درگذرد.
۱.غرر الحكم: 4836.
عنه عليه السلام:إنِ استَطَعتُم أن يَشتَدَّ خَوفُكُم مِن اللّهِ، و أن يَحسُنَ ظَنُّكُم بهِ، فَاجمَعُوا بينَهُما؛ فإنَّ العَبدَ إنّما يكونُ حُسنُ ظَنِّهِ بِرَبِّهِ على قَدرِ خَوفِهِ مِن رَبِّهِ، و إنَّ أحسَنَ الناسِ ظَنّا بِاللّهِ أشَدُّهُم خَوفا للّهِِ. ۱
امام على عليه السلام:اگر مى توانيد كه هم ترستان از خدا بسيار و هم گمانتان به او نيك باشد، اين دو را با هم جمع كنيد؛ زيرا خوش گمانى و اميد بنده به پروردگارش به اندازه ترس او از پروردگارش است و خوش گمانترين مردم به خدا، بيمناكترين آنها از خداست.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 27.
عنه عليه السلامـ فِيما يُشِيرُ فيهِ إلى ظُلمِ بَنِي اُمَيَّةَ ـ: حتّى يكونَ أعظَمُكُم فيها عَناءً (غِنا ـ غَناءً) أحسَنَكُم بِاللّهِ ظَنّا، فإن أتاكُمُ اللّهُ بعافِيَةٍ فَاقبَلُوا، و إنِ ابتُلِيتُم فَاصبِرُوا، فإنَّ العاقِبَةَ لِلمُتَّقِينَ. ۱
امام على عليه السلامـ در خطبه اى كه طى آن به ستم بنى اميه اشاره مى كند ـفرمود: تا جايى كه در روزگار ستم بنى اميه بيشترين رنج و سختى را كسانى از شما مى كشند كه گمانشان به خدا نيكوتر باشد. پس اگر خداوند شما را از ورطه ستم به سلامت داشت، بپذيريد (او را سپاس گوييد) و اگر گرفتارش شُديد، صبورى پيشه كنيد؛ زيرا «فرجام نيك، از آنِ پرهيزگاران است».
۱.نهج البلاغة: الخطبة 98.