آنچه حكمت مى آورد

6 حدیث
بحار الأنوار:في حديثِ المعراجِ: يا أحمدُ، إنّ العبدَ إذا أجاعَ بَطْنَهُ و حَفِظَ لِسانَهُ عَلَّمْتُهُ الحِكمَةَ، و إنْ كانَ كافرا تكونُ حِكمَتُهُ حُجّةً علَيهِ و وَبالاً، و إنْ كانَ مؤمنا تكونُ حِكمَتُهُ لَهُ نورا و بُرهانا و شِفاءً و رَحمَةً، فيَعلَمُ ما لَم يَكُن يَعلَمُ و يُبْصِرُ ما لَم يَكُن يُبْصِرُ، فأوَّلُ ما اُبَصِّرُهُ عُيوبَ نَفْسِهِ حتّى يَشْتَغِلَ عَن عُيوبِ غَيرِهِ، و اُبصِّرُهُ دَقائقَ العِلمِ حتّى لا يَدْخُلَ علَيهِ الشَّيطانُ. ۱
بحار الأنوار:در حديث معراج آمده است: اى احمد! هر گاه بنده شكم خويش را گرسنگى دهد و زبانش را نگه دارد، حكمت را به او بياموزم. اگر كافر باشد حكمت او دليلى بر ضد او و وبال گردنش خواهد بود و اگر مؤمن باشد حكمتش براى او نور و برهان و شفا و رحمت خواهد شد. پس، آنچه را نمى دانسته است، بداند و آنچه را نمى ديده است، ببيند. نخستين چيزى كه به او نشان دهم عيبهاى خود اوست، تا بدين سبب از پرداختن به عيبهاى ديگران باز ماند، و دقايق علم را به او نشان دهم، تا شيطان به وجود او راه نيابد.
۱.بحار الأنوار: 77/29/6.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:اغْلِبِ الشّهْوَةَ تَكْمُلْ لكَ الحِكمَةُ. ۱
امام على عليه السلام:بر شهوت (خواهش نفس) چيره شو، حكمتت به كمال مى رسد.
۱.غرر الحكم: 2272.
عنه عليه السلام:كَسْبُ الحِكمَةِ إجْمالُ النُّطقِ، و اسْتِعْمالُ الرِّفْقِ. ۱
امام على عليه السلام:به دست آوردن حكمت با كوته گويى و در پيش گرفتن نرمى و مدارا ميسر مى شود.
۱.غرر الحكم: 7223.
عنه عليه السلام:لا حِكمَةَ إلاّ بعِصْمَةٍ. ۱
امام على عليه السلام:حكمت، جز با خويشتندارى از گناه به دست نمى آيد.
۱.غرر الحكم: 10916.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:مَن زَهِدَ في الدُّنيا أثْبَتَ اللّهُ الحِكمَةَ في قَلبِهِ، و أنْطَقَ بها لِسانَهُ. ۱
امام صادق عليه السلام:هركه به دنيا پشت كند، خداوند حكمت را در دلش استوار گرداند و زبانش را به آن گويا سازد.
۱.الكافي: 2/128/1.
تنبيه الخواطر:قيل لِلُقمانَ عليه السلام: أ لَسْتَ عبدَ آلِ فُلانٍ؟ قالَ: بلى. قيلَ: فما بَلغَ بكَ ما نَرى؟ قالَ: صِدقُ الحديثِ، و أداءُ الأمانَةِ، و تَركُ ما لا يَعْنيني، و غَضُّ بَصَري، و كَفُّ لِساني، و عِفّةُ طُعْمَتي، فمَن نَقَصَ عن هذا فهُو دُوني، و مَن زادَ علَيهِ فهُو فَوقي، و مَن عَمِلَهُ فهُو مِثْلي. ۱
تنبيه الخواطر:به لقمان عليه السلام گفته شد: مگر تو بنده فلان خاندان نيستى؟ گفت: چرا. گفته شد: پس از چه راه به اين مقام كه مى بينيم رسيدى؟ گفت: با راستگويى و امانتدارى و فرو گذاشتن هر آنچه بيهوده است و فروهشتن چشمانم [از حرام]، و نگه داشتن زبانم، و خوردن غذاى حلال و پاكيزه. پس هر كس كمتر از اين باشد، فرو دست من است و هركه بيش از اينها داشته باشد، فراتر از من است و هركه اينها را داشته باشد، همتاى من است.
۱.تنبيه الخواطر: 2/230.