حدیث دربارهاثبات وجود خدا

عنه عليه السلامـ في قولهِ تعالى: «و إذْ أخَذَ ربُّـكَ مِن بَني آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُـمْ عَلَى أَنْفُسِهِـمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُـمْ قالُـوا بَلَـى شَهِدْنـا أَنْ تَقُولُـوا يَـوْمَ الْقِيامَـةِ إِنّـا كُنّا عَنْ هذَا غافِلِينَ» ـ: ثَبتَتِ المَعرِفَةُ في قُلوبِهِم، و نَسُوا المَوقِفَ، و سَيَذْكُرونَهُ يَوما، و لَو لا ذلكَ لَم يَدْرِ أحَدٌ مَن خالِقُهُ و لا مَن رازِقُهُ. ۱
امام صادق عليه السلامـ درباره آيه «و پروردگار تو از پشت بنى آدم فرزندانشان را بيرون آورد و آنان را بر خودشان گواه گرفت و پرسيد: آيا من پروردگارتان نيستم؟ گفتند: آرى، گواهى مى دهيم تا در روز قيامت نگوييد كه ما از آن بى خبر بوديم» ـفرمود: خداشناسى در دلهايشان استوار گشت و روز «اَلَست» و اخذ گواهى را از ياد بردند؛ امّا روزى به يادش مى آورند. و اگر چنين نبود هيچ كس نمى دانست كه آفريدگار و روزى دهنده او كيست.
۱.بحار الأنوار: 3/280/16.

احادیث دیگر این موضوع

۶