نعمتِ حافظه
1 حدیث
الإمامُ الصّادقُ عليه السلامـ في حديثِ المفضَّلِ ـ: أ فَرَأيتَ لَو نُقصَ الإنسانُ مِن هذهِ الخِلالِ الحِفْظَ وَحدَهُ كيفَ كانَتْ تكونُ حالُهُ؟! و كَم مِن خَلَلٍ كانَ يَدخُلُ علَيهِ في اُمورِهِ و مَعاشِهِ و تَجارِبهِ إذا لم يَحْفَظْ ما لَهُ و عَلَيهِ، و ما أخَذَهُ و ما أعطى، و ما رأى و ما سَمِعَ. ثُمَّ كانَ لا يَهتدي لطريقٍ لو سَلَكَهُ ما لا يحصى، و لا يَحفَظُ عِلْما و لو دَرَسَهُ عُمْرَهُ، و لا يَعْتَقِدُ دِينا، و لا يَنْتَفِعُ بتَجْرِبَةٍ، و لا يَسْتَطيعُ أن يَعْتَبِر شيئا على ما مضى، بَل كانَ حَقيقا أنْ يَنْسَلِخَ مِن الإنْسانيّةِ أصْلاً. و أعظمُ من النِّعمَةِ على الإنسانِ في الحِفْظِ النِّعمَةُ في النِّسْيانِ؛ فإنَّهُ لولا النِّسْيانُ لَما سَلا أحَدٌ عن مُصيبَةٍ. ۱
امام صادق عليه السلامـ در حديث مفضّل ـفرمود: آيا انديشيده اى كه اگر انسان از ميان اين ويژگيها، فقط حافظه را كم داشت، حال و روزش چگونه بود؟ و اگر موضوعات سودمند و زيانبار و گرفته ها و داده ها و ديده ها و شنيده هاى خود را در حافظه اش نگه نمى داشت چه اختلالاتى در كارها و زندگى و تجربياتش به وجود مى آمد.؟ اگر راهى را بارها و بارها مى پيمود، باز آن را گم مى كرد، اگر همه عمرش را درس مى خواند، دانشى را به خاطر نمى سپرد، به دينى اعتقاد نمى يافت و از تجربه اى بهره مند نمى شد و نمى توانست از گذشته ها كمترين عبرتى بگيرد، به طور كلى سزاوار بود كه از انسان بودن يكسره خارج شود. بالاتر از نعمتِ حافظه براى انسان، نعمتِ فراموشى است؛ زيرا اگر فراموشى نبود، هيچ كس هيچ مصيبتى را از ياد نمى برد.
۱.بحار الأنوار: 3/80.