حكمت لقمان

7 حدیث
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:حَقّا أقولُ: لَم يَكُن لُقمانُ نَبيّا و لكنْ كانَ عَبدا كَثيرَ التَّفكُّرِ حَسَنَ اليَقينِ، أحَبَّ اللّهَ فأحَبَّهُ و مَنَّ علَيهِ بالحِكمَةِ. كانَ نائما نِصفَ النَّهارِ إذ جاءَهُ نِداءٌ: يا لُقمانُ، هَل لَكَ أن يَجعَلَكَ اللّهُ خَليفَةً في الأرضِ تَحكُمُ بينَ النّاسِ بالحَقِّ؟ فأجابَ الصَّوتَ: إنْ خَيَّرَني ربِّي قَبِلتُ العافِيَةَ و لَم أقبَلِ البَلاءَ، و إنْ عَزمَ علَيَّ فسَمعا و طاعَةً؛ فإنّي أعلَمُ أنّهُ إنْ فَعَلَ بي ذلكَ أعانَني و عَصَمَني. فقالتِ الملائكةُ بصوتٍ لا يَراهُم: لِمَ يا لُقمانُ؟ قالَ: لأنَّ الحُكمَ أشَدُّ المَنازِلِ و آكَدُها، يَغشاهُ الظُّلمُ مِن كلِّ مَكانٍ، إن وُقِيَ فبِالحَريِّ أنْ يَنجو، و إنْ أخطَأَ أخطَأَ طَريقَ الجَنّةِ، و مَن

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حقيقتى را بگويم: لقمان پيامبر نبود، امّا بنده اى بود كه زياد مى انديشيد و يقينى نيكو و راستين داشت. خدا را دوست مى داشت و خدا هم دوستدار او شد و نعمت حكمت را به وى ارزانى داشت. نيمروزى در حالى كه خوابيده بود، ندايى به او رسيد كه: اى لقمان! آيا مى خواهى خداوند تو را خليفه خود در روى زمين كند تا ميان مردم به حق حكم كنى؟ لقمان در جواب آن ندا گفت: اگر پروردگارم مرا مخيّر سازد، عافيت را مى پذيرم و بلا (گرفتارى) را نمى پذيرم. ولى اگر او اراده كرده كه مرا خليفه گرداند، به جان و دل مى پذيرم؛ زيرا مى دانم كه اگر اين كار را با من بكند خودش نيز مرا يارى و نگهدارى مى كند. فرشتگان كه لقمان آنها را نمى ديد، گفتند: چرا، اى لقمان؟ گفت: زيرا داورى سخت ترين و دشوارترين

۱.مجمع البيان: 8/494.
کلیدواژه‌ها حکمت لقمان
الإمامُ الباقرُ عليه السلام:قيلَ لِلُقمانَ: ما الّذي أجمَعتَ علَيهِ مِن حِكمَتِكَ؟ قالَ: لا أتَكَلّفُ ما قد كُفِيتُهُ، و لا اُضَيِّعُ ما وُلِّيتُهُ. ۱
امام باقر عليه السلام:به لقمان گفته شد: كدام حكمت است كه جامع همه حكمت هاى توست؟ گفت: اينكه خود را درباره چيزى كه برايم ضمانت شده است، به زحمت نيندازم و آنچه را كه به خود من وا گذار شده است [يعنى عمل را]، ضايع نگردانم.
۱.قرب الإسناد: 72/232.
کلیدواژه‌ها حکمت لقمان
تفسير القمّي:الإمامُ الصّادقُ عليه السلام ـ لَمّا سألَهُ حَمّادٌ عن لُقمانَ و حِكمَتِهِ ـ: أما و اللّهِ ما اُوتِيَ لُقمانُ الحِكمَةَ بِحَسَبٍ و لا مالٍ و لا أهلٍ و لا بَسطٍ في جِسمٍ و لا جَمالٍ. و لكنّهُ كانَ رجُلاً قَويّا في أمرِ اللّهِ، مُتَوَرِّعا في اللّهِ، ساكِتا سَكِينا، عَميقَ النَّظَرِ، طَويلَ الفِكَرِ، حَديدَ النَّظَرِ، مُستَعبِرا بالعِبَرِ، لَم يَنَمْ نَهارا قَطُّ، و لَم يَرَهُ أحَدٌ مِن النّاسِ على بَولٍ و لا غائطٍ و لا اغتِسالٍ لشِدَّةِ تَسَتُّرِهِ و عُمقِ نَظَرِهِ و تَحَفُّظِهِ في أمرِهِ، و لَم يَضحَكْ مِن شيءٍ قَطُّ مَخافَةَ الإثمِ، و لم يَغضَبْ قَطُّ، و لَم يُمازِحْ إنسانا قَطُّ، و لَم يَفرَحْ بشيءٍ إنْ أتاهُ مِن أمرِ الدُّنيا و لا حَزَنَ مِنها على شيءٍ قَطُّ، و قَد نَكَحَ

تفسير القمّى:امام صادق عليه السلام در پاسخ به سؤال حمّاد از لقمان و حكمت او فرمود: به خدا قسم كه حكمت، به سبب شرافت خانوادگى يا مال و ثروت يا زن و فرزند يا قدرت جسمى و يا زيبايى، به لقمان داده نشد. بلكه او مردى بود در كار خدا نيرومند و با نشاط، پارسا، خاموش و آرام، ژرف انديش، پر تفكّر، تيزبين، پند آموز از عبرت ها. هرگز در روز نخوابيد، هيچ كس او را در حال قضاى حاجت يا شستشوى بدنش نديد؛ زيرا به شدّت با حيا و ژرف انديش و مراقب حركات و سكنات خويش بود. هرگز از چيزى نخنديد؛ چون مى ترسيد گناه باشد. هرگز عصبانى نشد، هرگز با كسى شوخى نكرد، هيچ گاه براى دست يافتن به چيزى از دنيا شاد نشد و براى از دست دادن چيزى از آن اندوهگين نگشت. زنان بسيارى گرفت و فرزندان بسيارى به دنيا آورد، اما بيشتر آنان پيش از

۱.في بحار الأنوار: 13/410 «حتى تَحاجَزا» و هو الأنسب.
۲.لقمان: 13.
۳.نَطِفَ الرجلُ: إذا اتُّهِمَ بريبةٍ، و نَطِف الشيء: أي فسد (الصحاح: 4/1434).
۴.الوَرْقُ: الدراهم المضروبة، و في الوَرْق ثلاث لغات: وَرِق وَ وِرْق وَ وَرَق (الصحاح: 4/1564).
۵.في المصدر: «لوجد فيه نورين: نورا للخوف و نورا للرجاء» و الصحيح ما أثبتناه.
۶.تفسير القمّي: 2/162.
کلیدواژه‌ها حکمت لقمان
مجمع البيان:ذُكِرَ في التفسيرِ أنّ مَولاهُ [يَعني لُقمانَ]دَعاهُ فقالَ: اذبَحْ شاةً فَأْتِني بأطيَبِ مُضغَتَينِ مِنها، فذَبَحَ شاةً و أتاهُ بالقَلبِ و اللِّسانِ ۱، فسَألَهُ عن ذلكَ فقالَ: إنّهُما أطيَبُ شيءٍ إذا طابا و أخبَثُ شيءٍ إذا خَبُثا. ۲
مجمع البيان:در تفسير آمده است كه خواجه لقمان او را صدا زد و گفت: گوسفندى ذبح كن و بهترين عضو آن را برايم بياور. لقمان گوسفندى سر بريد و دل و زبانش را براى خواجه اش برد. خواجه علّت را پرسيد. لقمان گفت: اين دو عضو هرگاه پاكيزه باشند، پاكيزه ترين چيزند و هرگاه ناپاك شوند، نا پاكترين چيز هستند.
۱.في بعض التفاسير كالبيضاويّ و الثعلبيّ: ثمّ أمره بمثل ذلك بعد أيّام و أن يأتي بأخبث مضغتين منها فأخرج القلبَ و اللسان.(كما في هامش المصدر).
۲.مجمع البيان: 8/495.
کلیدواژه‌ها حکمت لقمان
لُقمانُ عليه السلامـ لابنِهِ و هُوَ يَعِظُهُ ـ: يا بُنَيَّ، إن تَكُ في شَكٍّ مِن المَوتِ فارفَعْ عن نَفسِكَ النَّومَ و لَن تَستَطيعَ ذلكَ، و إن كُنتَ في شَكٍّ مِن البَعثِ فادفَعْ عن نفسِكَ الانتِباهَ و لَن تَستَطيعَ ذلكَ، فإنّكَ إذا فَكَّرتَ عَلِمتَ أنّ نفسَكَ بِيَدِ غَيرِكَ، و إنّما النَّومُ بمَنزِلَةِ المَوتِ، و إنّما اليَقَظَةُ بعدَ النَّومِ بمَنزِلَةِ البَعثِ بعدَ المَوتِ. يا بُنَيَّ، لا تَقتَرِبْ فيَكونَ أبعَدَ لكَ، و لا تَبعُدْ فتُهانَ، كلُّ دابَّةٍ تُحِبُّ مِثلَها و ابنُ آدمَ لا يُحِبُّ مِثلَهُ! ۱ لا تَنشُرْ بِرَّكَ (بَزَّكَ) إلاّ عِند باغِيهِ، و كما لَيس بينَ الكَبشِ و الذِّئبِ خُلّةٌ كذلكَ لَيس بينَ البارِّ و الفاجِرِ خُلّةٌ، مَن يَقتَرِبْ مِن الرَّفْثِ (الزِّفْتِ) يَعلَقْ بهِ

لقمان عليه السلامـ در اندرز به فرزند خود ـفرمود: فرزندم! اگر درباره مردن شك دارى، خواب را از خودت بردار، امّا بدان كه هرگز توان اين كار را ندارى و اگر درباره رستاخيز شك دارى، بيدار شدن از خواب را از خودت بردار؛ ليكن بدان كه هرگز نمى توانى چنين كنى. اگر بينديشى پى مى برى كه جان تو در اختيار غير توست و خواب در حقيقت به منزله مرگ است و بيدار شدن پس از خواب به منزله برانگيخته شدن پس از مرگ. فرزندم! نزديك مشو كه از تو دورتر مى شود و دور مشو كه خوار مى شوى. هر جنبنده اى همتاى خود را دوست دارد، مگر آدميزاد كه همتاى خويش را دوست نمى دارد ۴! احسان خود را جز به كسى كه خواهان آن است عرضه مدار. همچنان كه هيچ گاه ميان گوسفند و گرگ دوستى برقرار نمى شود، ميان نيكوكار و بدكار نيز دوستى وجود ندارد. كسى كه

۱.أي أنّ ابن آدم لا يحبّ أن يكافيه غيره في مزيّة من المزايا.
۲.في المصدر «فلا ينقصنّ تعلّم.» و الصحيح ما أثبتناه (كما في هامشه).
۳.قصص الأنبياء: 190/239.
۴.يعنى آدميزاد دوست ندارد كه ديگرى در مزيتى از مزايا با او همرديف باشد.
کلیدواژه‌ها حکمت لقمان
عنه عليه السلامـ أيضا ـ: يا بُنَيَّ، إنّ النّاسَ قد جَمَعوا قَبلَكَ لأولادِهِم فلَم يَبقَ ما جَمَعوا و لَم يَبقَ مَن جَمَعوا لَهُ، و إنّما أنتَ عَبدٌ مُستَأجَرٌ قد اُمِرتَ بعَمَلٍ و وُعِدتَ علَيهِ أجرا، فأوفِ عَمَلَكَ و استَوفِ أجرَكَ، و لا تَكُنْ في هذهِ الدُّنيا بمَنزِلَةِ شاةٍ وَقَعَت في زَرعٍ أخضَرَ فأكَلَت حتّى سَمِنَت فكانَ حَتفُها ۱ عِند سِمنِها، و لكنِ اجعَلِ الدُّنيا بمَنزِلَةِ قَنطَرَةٍ على نَهرٍ جُزتَ علَيها، و تَركتَها و لَم تَرجِعْ إلَيها آخِرَ الدَّهرِ، أخرِبْها و لا تُعَمِّرْها فإنّكَ لَم تُؤمَرْ بعِمارَتِها. و اعلَمْ أنّكَ سَتُسألُ غَدا إذا وَقَفتَ بينَ يَدَيِ اللّهِ عَزَّ و جلَّ عن أربَعٍ: شَبابِكَ فيما أبلَيتَهُ، و عُمرِكَ فيما أفنَيتَهُ، و مالِكَ مِمّا اكتَسَبتَهُ، و

لقمان عليه السلامـ در موعظه به فرزندش ـفرمود: فرزندم! پيش از تو مردم براى فرزندانشان جمع كردند، امّا نه آنچه جمع كردند، باقى ماند و نه آنان كه برايشان جمع كردند. تو در حقيقت بنده اجيرى هستى كه مأمورى كارى انجام دهى و در مقابل آن، وعده مزدى به تو داده اند. پس كار خود را كامل انجام بده و مزدت را كامل بگير. در اين دنيا چون گوسفندى مباش كه در كشتزارى سرسبز افتاده و آن قدر چريده است كه پروار گشته و مرگش با همان پروار شدن است؛ بلكه دنيا را چونان پُلى بر روى رودخانه اى بدان كه از آن مى گذرى و پشت سر مى گذارى و ديگر هرگز به سوى آن برنمى گردى. آن را ويران ساز و آبادش مساز؛ زيرا كه مأمور به آباد كردن آن نيستى. بدان كه فردا چون در پيشگاه خداوند عزّ و جلّ بايستى، از چهار چيز بازخواست خواهى شد: از

۱.الحتف: الموت. (مجمع البحرين: 1/358).
۲.الكَمْشُ: الرجل السريع الماضي، و انكَمَشَ و تركمّش: أسرع (الصحاح: 3/1018).
۳.في الكافي: 2/134/20 «في فَراغِكَ» و لعلّه الأنسب.
۴.بحار الأنوار: 13/425/19.
کلیدواژه‌ها حکمت لقمان
عنه عليه السلامـ أيضا ـ: يا بُنَيَّ، إيّاكَ و الضَّجَرَ و سُوءَ الخُلقِ و قِلّةَ الصَّبرِ؛ فلا يَستَقيمُ على هذهِ الخِصالِ صاحِبٌ، و ألزِمْ نَفسَكَ التُّؤدَةَ ۱ في اُمورِكَ، و صَبِّرْ على مَؤوناتِ الإخوانِ نَفسَكَ، و حَسِّنْ مَع جَميعِ النّاسِ خُلقَكَ. يا بُنَيَّ، إن عَدِمَكَ ما تَصِلُ بهِ قَرابَتَكَ و تَتَفَضَّلُ بهِ على إخوَتِكَ فلا يَعدِمَنَّكَ حُسنُ الخُلقِ و بَسطُ البِشرِ؛ فإنّ مَن أحسَنَ خُلقَهُ أحَبَّهُ الأخيارُ و جانَبَهُ الفُجّارُ. و اقنَعْ بقِسمِ اللّهِ لكَ يَصْفُ عَيشُكَ، فإن أرَدتَ أن تَجمَعَ عِزَّ الدُّنيا فاقطَعْ طَمَعَكَ مِمّا في أيدي النّاسِ، فإنّما بَلَغَ الأنبياءُ و الصِّدِّيقونَ ما بَلَغوا بِقَطعِ طَمَعِهِم. ۲

لقمان عليه السلامـ در اندرز به فرزندش ـفرمود: فرزندم! از بى حوصلگى و بد خويى و كم صبرى بپرهيز؛ زيرا هيچ دوستى تحمّل اين خصلت ها را ندارد. در كارهايت خود را به تأنّى و آرامش پايبند گردان و آن را بر تحمّل زحمات (بار هزينه هاى) برادران شكيبا ساز و با همه مردم خوش اخلاق باش. فرزندم! اگر [از مال دنيا] چيزى ندارى كه با آن به خويشانت رسيدگى كنى و به برادرانت ببخشى، دست كم خوش خويى و خوشرويى [با آنان] را از دست مده؛ زيرا كسى كه اخلاق خوش داشته باشد، نيكان او را دوست بدارند و بدكاران از وى دورى كنند. به قسمت خدا قانع باش، تا زندگى به كام تو گوارا شود. اگر مى خواهى عزّت دنيا را يكجا داشته باشى، چشم طمع از آنچه مردم دارند بركن؛ چرا كه انبيا و صدّيقان اگر به آن مقامات رسيدند، از آن روى بود كه رشته

۱.التُؤْدَة ـ ساكنة و تفتح ـ: التأنّي و التمهّل و الرزانة. (لسان العرب: 3/443).
۲.قصص الأنبياء: 195/244.
کلیدواژه‌ها حکمت لقمان