روا بودن جاسوسى در جنگها

4 حدیث
الإمامُ الرِّضا عليه السلام:كانَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إذا بَعثَ جيشا فاتَّهَم أميرا، بَعثَ مَعهُ مِن ثِقاتِهِ مَن يتَجَسَّسُ لَه خَبرَهُ. ۱
امام رضا عليه السلام:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله هرگاه سپاهى را گسيل مى داشت و به فرماندهى بدگمان بود يكى از افراد مورد اعتماد خود را به عنوان جاسوس همراه او مى فرستاد.
۱.وسائل الشيعة: 11/44/4.
سنن أبي داوود:بَعثَ ـ يعني النَّبيَّ صلى الله عليه و آله ـ بُسْبَسَةَ عَيْنا يَنظُرُ ما صَنَعتْ عِيرُ أبي سفيانَ. ۱
سنن أبى داوود:پيامبر صلى الله عليه و آله بُسْبَسه را به عنوان جاسوس فرستاد تا ببيند كاروان ابو سفيان چه مى كند.
۱.سنن أبي داوود: 3/38/2618.
التاج الجامع للأصول:قالَ النّبيَ صلى الله عليه و آله يومَ الأَحزاب: مَن يأتينا بخَبرِ القَومِ؟ فقالَ الزُّبيرُ: أنا، قالَها ثلاثا و يُجيبُهُ الزُّبيرُ، ثُمّ قالَ صلى الله عليه و آله: إنَّ لكلِّ نبيٍّ حَواريَّ و إنَّ حَواريَّ الزُّبيرُ. ۱
التاج الجامع للأصول:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در جنگ احزاب فرمود: چه كسى حاضر است از آنان (دشمن) براى ما خبر بياورد؟ زبير عرض كرد: من. پيامبر سه بار سخن خود را تكرار كرد و هر بار زبير اظهار آمادگى كرد. آن گاه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: هر پيامبرى حوارى اى دارد و حوارى من زبير است.
۱.التاج الجامع للاُصول: 4/402.
السيرة النبوية لابن هشام عن حُذَيفةُ بنُ اليَمَانِ:و اللّهِ لقد رأيتُنا معَ رسولِ اللّه صلى الله عليه و آله بالخَنْدقِ، و صلّى رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله هُوِيّا مِن اللّيلِ، ثُمّ التفتَ إلَينا فقالَ: مَن رجُلٌ يقومُ فيَنظُرُ لنا ما فَعلَ القومُ ثُمّ يَرجِعُ ـ يَشرُطُ لَهُ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله الرَّجعةَ ـ أسألُ اللّهَ تعالى أنْ يكونَ رفيقي في الجنّةِ؟ فما قامَ رجُلٌ مِن القَومِ، من شِدّةِ الخَوفِ و شِدّةِ الجُـوعِ و شِدّةِ البَرْدِ. فلَمّا لم يَقُمْ أحدٌ دَعاني رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فلَم يَكُنْ لي بُدٌّ مِن القيامِ حين دَعاني، فقالَ: يا حُذيفةُ، اذهَبْ فادخُلْ في القَومِ، فانظُرْ ما ذا يَصنعونَ، و لا تُحْدِثَنَّ شيئا حتّى تأتيَنا. قالَ: فذَهَبتُ فدَخَلتُ في

السيرة النبويّة لابن هشامـ به نقل از حذيفة بن يمان ـ: به خدا سوگند ما با پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در جنگ خندق بوديم و حضرت پاسى از شب را نماز گزارد و آن گاه رو به ما كرده فرمود: چه كسى حاضر است برود و ببيند اين قوم (دشمنان) چه مى كنند و خبرش را براى ما بياورد و پيامبر خدا براى او ضمانت برگشتن مى دهد و از خداوند هم مسئلت مى كنم كه در بهشت يار و همراه من باشد؟ از شدّت ترس و گرسنگى و سرما، هيچ كس از جاى خود بلند نشد و چون كسى برنخاست پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مرا صدا زد، و من در اين هنگام چاره اى نديدم جز اين كه از جاى خود برخيزم. آن حضرت فرمود: اى حذيفه! به ميان آن جماعت برو و ببين چه مى كنند. دست به هيچ كارى نمى زنى تا نزد ما برگردى. من به راه افتادم و به ميان آنان رفتم و ديدم

۱.السيرة النبويّة لابن هشام: 3/243.