حدیث دربارههر چيزى حدّ و مرزى دارد
المحاسن عن أبي لبيد البحراني عن الإمام الباقر عليه السلام:أنَّهُ أتاهُ رجُلٌ بمَكّةَ فقالَ لَهُ: يا محمّدَ بنَ عليٍّ، أنتَ الّذي تَزعُمُ أنَّهُ لَيس شَيءٌ إلاّ و لَهُ حَدٌّ؟ فقالَ أبو جعفرٍ عليه السلام: نَعَم، أنا أقولُ: إنَّهُ لَيس شَيءٌ مِمّا خَلقَ اللّهُ صَغيرا و كَبيرا إلاّ و قَد جَعلَ اللّهُ لَه حَدّا، إذا جُوِّزَ بهِ ذلكَ الحَدُّ فقد تُعُدِّيَ حَدُّ اللّهِ فيهِ.
قالَ: فما حَدُّ مائدَتِكَ هذهِ؟ قالَ: تَذْكُرُ اسمَ اللّهِ حينَ تُوضَعُ، و تَحْمَدُ اللّهَ حينَ تُرْفَعُ، و تَقُمُّ ما تَحْتَها. قالَ: فما حَدُّ كُوزِكَ هذا؟ قالَ: لا تَشْرَبُ مِن مَوضِعِ اُذُنِهِ، و لا مِن مَوضِعِ كَسْرِهِ. ۱
المحاسنـ به نقل از ابو لبيد بحرانى از امام باقر عليه السلام ـ: مردى در مكه خدمت امام باقر عليه السلام رسيد و عرض كرد: اى محمّد بن على! شما مى گويى هيچ چيز نيست مگر آن كه حدّى دارد؟ امام باقر عليه السلام فرمود: آرى، من مى گويم: هرچه خدا آفريده است، از كوچك و بزرگ، برايش حدّى قرار داده است، كه اگر از آن حدّ تجاوز شود از حدّى و مرزى كه خدا برايش نهاده تجاوز شده است.
عرض كرد: مثلاً حدّ همين سفره شما چيست؟ فرمود: حدّش اين است كه وقتى آن را مى گسترانى، نام خدا را برى و چون آن را جمع مى كنى، خدا را سپاس گويى و زيرش را بروبى. عرض كرد: حدّ اين ابريق شما چيست؟ فرمود: حدّش اين است كه از گوشه آن و يا از جاى شكستگى اش آب نخورى.
۱.المحاسن: 1/428/987.