خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
میزان الحکمه ج ۲
موضوعات
جنّ
2821. جنّيان سه دسته اند: دسته اى با فرش…
حدیث درباره
جنّ
میزان الحکمه ج ۲، ص ۳۰۶، ح ۲۸۲۱
امام صادق علیهالسلام
جنّ
عنه عليه السلام:
الجِنُّ علَى ثلاثةِ أجزاءٍ، فَجُزءٌ مَع المَلائِكةِ، وَ جُزءٌ يَطيرُونَ في الهَواء، و جزءٌ كلابٌ و حيَّاتٌ.
۱
امام صادق عليه السلام:
جنّيان سه دسته اند: دسته اى با فرشتگان اند و دسته اى در هوا مى پرند و دسته اى به صورت سگ و مار هستند.
۱.
الخصال: 154/192.
کلیدواژهها
جن
احادیث دیگر این موضوع
۵
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:براى خانه هايتان بهره اى از قرآن بگيريد كه اگر در خانه قرآن قرائت شود با اهل خود انس مى گيرد و خيرش فراوان شود و جنّيان مؤمن در آن سكونت مى كنند و اگر در آن قرآن خوانده نشود، با اهلش انس نمى يابد و خيرش اندك مى گردد و جنّيان كافر در آن سكنى مى گزينند.
المعجم الكبيرـ به نقل از عبد اللّه بن مسعود ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مرا در ليلة الجِن، يكى از شب ها در ماه هاى پايانىِ عمر پيامبر صلى الله عليه و آله كه در آن شب، نمايندگانى از جنّيان، براى اسلام آوردن، به حضور آن حضرت رسيدند. وقايع آن شب را در احاديث همين باب، بخوانيد ـ م. به دنبال خود برد. به همراه او رفتم تا به بالاى مكّه رسيديم. پس برايم خطّى كشيد و گفت: «از اين جا جلوتر نيا». سپس به شتاب از كوه ها بالا رفت و ديدم كه مردانى از قلّه كوه ها بر او فرود مى آيند، تا آن جا كه ميان من و او حايل شدند. پس شمشير از نيام بركشيدم و [با خود]گفتم: شمشير مى زنم تا پيامبر خدا را نجات دهم، كه گفته اش يادم آمد: «حركت مكن تا نزدت آيم». در همين حال بودم تا آن كه سپيده دميد و پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و من ايستاده بودم. گفت: «پيوسته اين گونه بوده اى؟». گفتم: اگر يك ماه هم مى ماندى، حركت نمى كردم تا بيايى. سپس آنچه را كه مى خواستم انجام دهم، برايش گفتم. گفت: «اگر حركت مى كردى، همديگر را تا قيامت نمى ديديم». سپس انگشتانش را در ميان انگشتانم كرد و گفت: «به من وعده داده شده است كه جنّ و اِنس، به من ايمان مى آورند. انسان ها ايمان آورده اند و جنّيان را هم كه ديدى». و گفت: «گمان مى كنم كه مرگم نزديك است». گفتم: اى پيامبر خدا! آيا ابو بكر را جانشين خود نمى كنى؟ از من رو گردانْد. فهميدم كه با او موافق نيست. گفتم: اى پيامبر خدا! آيا عمر را جانشين خود نمى سازى؟ باز از من رو گردانْد و فهميدم كه با او هم موافق نيست. گفتم: اى پيامبر خدا! آيا على را جانشين خود نمى كنى؟ گفت: «همان است. سوگند به آن كه جز او خدايى نيست، اگر با او بيعت كنيد و از او فرمان بَريد، همه شما را به بهشت، وارد مى كنم».
بصائر الدرجاتـ به نقل از ابو حمزه ثُمالى ـ: براى اينكه خدمت امام باقر عليه السلام برسم، اجازه خواستم. به من گفتند: عدّه اى نزد آن حضرت هستند. كمى صبر كن تا بيرون بيايند. [پس از چندى] افرادى بيرون آمدند كه من آنها را نشناختم. سپس آن حضرت به من اجازه شرفيابى داد. خدمت رسيدم و عرض كردم: فدايت شوم؛ اينك دوران بنى اميّه است و از شمشيرهايشان خون مى چكد [و شما با اين افراد نا شناس ملاقات مى كنى]؟ فرمود: اى ابو حمزه! آنها هيئتى از جنّيان شيعه ما بودند، آمده بودند تا تعاليم و مسائل دينى خود را از ما بپرسند.
امام باقر عليه السلام:] مسلمانان] دوست داشتند كه پرندگان اهلى مانند كبوتر و مرغ را در خانه نگاه دارند تا كودكان جنّيان با آنها بازى كنند و به فرزندان ايشان نپردازند.
امام صادق عليه السلام:هيچ خانه اى نيست كه در آن كبوتر باشد مگر آن كه به اهل آن خانه آسيبى از جنّ نمى رسد. رشد نا يافتگان جنّ در خانه بازى مى كنند و به كبوتر مى پردازند و انسان را وا مى گذارند.
حدیث 2820
موضوع
آخرین حدیث