حدیث دربارهرها كردن تجارت
الكافي عن مُعاذ:قال لي أبو عبدِ اللّهِ عليه السلام يا مُعاذُ، أ ضَعُفْتَ عنِ التِّجارةِ أو زَهِدتَ فيها؟ قلتُ: ما ضَعُفْتُ عنها و ما زَهِدتُ فيها. قالَ: فما لَكَ؟ قلتُ: كنّا نَنْتَظِرُ أمْرا، و ذلكَ حينَ قُتِلَ الوليدُ ۱ و عندي مالٌ كثيرٌ و هو في يَدي و ليسَ لأحَدٍ علَيَّ شيءٌ، و لا أراني آكُلُهُ حتّى أموتَ، فقالَ: لا تَتْرُكْها، فإنَّ تَرْكَها مَذْهَبةٌ للعقلِ، اسْعَ على عِيالِكَ، و إيّاكَ أن يكونَ هُمُ السُّعاةَ علَيكَ. ۲
الكافىـ به نقل از معاذ ـ: امام صادق عليه السلام به من فرمود: اى معاذ! از تجارت ناتوان شده اى يا به آن بى رغبت گشته اى؟ عرض كردم: نه ناتوان شده ام و نه بى رغبت. فرمود: پس تو را چه شده است [كه دنبال تجارت و كار نمى روى]؟ عرض كردم: منتظر چيزى بوديم ـ و آن، زمانى بود كه وليد كشته شد ۳ ـ و من ثروت زيادى داشتم و اينك نيز دارم و به هيچ كس هم بدهكار نيستم و فكر هم نمى كنم كه تا آخر عمرم تمام شود. حضرت فرمود: تجارت را ترك مكن، كه ترك تجارت خرد را مى برد؛ خانواده ات را در رفاه و آسايش قرار بده و كارى نكن كه آنها براى تو بكوشند.
۱.أنا كنا قد نرجوا انتقال الدولة اليكم بعد انقطاع سلطنة الخلفاء و جمعنا لاجل ذلك ثم بعد قتل الوليد رأينا أنها قد انتقلت إلى بنى عباس فانصرفنا عن التجارة إذ عندى مال كثير (الكافي: 5/ 248).
۲.الكافي: 5/148/6.
۳.يعنى منتظر روى كار آمدن شما بوديم. اميدوار بوديم كه پس از برچيده شدن بساط خلفا قدرت به شما منتقل گردد و ما براى چنان روزى پول جمع مى كرديم ولى بعد از كشته شدن وليد ديديم كه خلافت به بنى عبّاس انتقال يافت و ما هم دست از تجارت برداشتيم؛ چون ثروت زيادى دارم (به نقل از پاورقى الكافى: 5 / 248) ـ م.