حدیث دربارهمباهله (يكديگر را نفرين كردن)

الدرّ المنثور عن سعدِ بنِ أبي وقّاصٍ قال:لَمّا نَزلتْ هذهِ الآيةُ «قُلْ تعالَوا ندعُ.» دعا رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله علِيّا و فاطمةَ و حسَنا و حُسينا فقالَ: اللّهمَّ هؤلاءِ أهْلي. ۱
الدرّ المنثورـ به نقل از سعد بن ابى وقاص ـ: وقتى آيه «بگو: بياييد تا حاضر آوريم.» نازل شد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله على و فاطمه و حسن و حسين را فراخواند و فرمود: بار خدايا! اينان خانواده من هستند.
۱.الدرّ المنثور: 2/232.

احادیث دیگر این موضوع

۴
امام صادق عليه السلام:نصاراى نجران به همراه رئيس و نايب و. نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمدند و عرض كردند: ما را به چه دعوت مى كنى؟ فرمود: به اين كه شهادت دهيد خدايى جز اللّه نيست و من فرستاده خدايم و عيسى بنده اى مخلوق است كه مى خورد و مى آشامد و صحبت مى كند. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: پس با من مباهله كنيد. اگر من راستگو باشم لعن و نفرين، شما را مى گيرد و اگر دروغگو باشم لعن و نفرين، مرا مى گيرد. گفتند: منصفانه است. آن گاه وعده مباهله گذاشتند. وقتى به خانه هاى خود برگشتند بزرگانشان گفتند: اگر با قوم خود به مباهله آمد با او مباهله مى كنيم؛ زيرا در اين صورت او پيامبر نيست اما اگر فقط با خانواده اش براى مباهله آمد با او مباهله نمى كنيم؛ چون اگر خانواده اش را به خطر انداخت حتما راست مى گويد. صبح كه شد نزد پيامبر خدا آمدند، ديدند آن حضرت، امير المؤمنين و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام را همراه خود آورده است. آنان متوجّه شدند و به رسول خدا گفتند: با تو توافق مى كنيم، ما را از مباهله معاف بدار. پس، رسول خدا بر گرفتن جزيه از آن ها مصالحه كرد و آنان پراكنده شدند و رفتند.