حدیث دربارهتشويق به شناخت تاريخ

الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ مِن وَصِيَّةٍ أوصى بِهَا ابنَهُ الحَسَنَ عليه السلام ـ: أحيِ قَلبَكَ بِالمَوعِظَةِ. وَ اعرِض عَلَيهِ أَخبارَ الماضينَ، و ذَكِّرهُ بِما أصابَ مَن كانَ قَبلَكَ مِنَ الأَوَّلينَ، و سِر في دِيارِهِم و آثارِهِم فَانظُر فيما فَعَلوا و عَمَّا انتَقَلوا و أينَ حَلّوا و نَزَلوا، فَإِنَّكَ تَجِدُهُم قَدِ انتَقَلوا عَنِ الأَحِبَّةِ، و حَلّوا دِيارَ الغُربَةِ، و كأَنَّكَ عَن قَليلٍ قَد صِرتَ كَأَحَدِهِم، فَأَصلِح مَثواكَ، و لا تَبِع آخِرَتَكَ بِدُنياكَ. أي بُنَيَّ! إنّي و إن لَم أكُن عُمِّرتُ عُمُرَ مَن كانَ قَبلي، فَقَد نَظَرتُ في أعمالِهِم، و فَكَّرتُ في أخبارِهِم، و سِرتُ في آثارِهِم؛ حَتّى عُدتُ كَأَحَدِهِم، بَل كَأَنّي بِمَا انتَهى إلَيَّ مِن اُمورِهِم قَد عُمِّرتُ مَعَ أوَّلِهِم إلى آخِرِهِم، فَعَرَفتُ صَفوَ ذلِكَ مِن كَدَرِهِ، و نَفعَهُ مِن ضَرَرِهِ، فَاستَخلَصتُ لَكَ مِن كُلِّ أمرٍ نَخيلَهُ ۱، و تَوَخَّيتُ لَكَ جَميلَهُ، و صَرَفتُ عَنكَ مَجهولَهُ، و رَأَيتُ حَيثُ عَناني مِن أمرِكَ ما يَعنِي الوالِدَ الشَّفيقَ، و أجمَعتُ عَلَيهِ مِن أدَبِكَ، أن يَكونَ ذلِكَ و أنتَ مُقِبلُ العُمُرِ و مُقتَبَلُ الدَّهرِ، ذو نِيَّةٍ سَليمَةٍ و نَفسٍ صافِيَةٍ. ۲
امام على عليه السلامـ در سفارش به فرزندش حسن عليه السلام ـفرمود: دلت را با موعظه، زنده بدار. و اخبار گذشتگان را بر آن عرضه كن و به آنچه بر سرِ پيشينيان تو آمده است، اندرزش ده! در سرزمين ها و آثار بر جاى مانده از آنان بِگرد و بنگر كه چه كردند و از چه جدا شدند و به كجا منتقل شدند و در چه سرايى فرود آمدند. خواهى ديد كه از دوستان [خود]، جدا شده اند و در سراى غربت، فرود آمده اند و گويا تو نيز به زودى، چونان يكى از آنان خواهى شد. پس جايگاه [ابدى]خويش را آباد كن و آخرتت را به دنيايت مفروش. فرزندم! من اگر چه به اندازه عمرِ [مجموعِ]پيشينيان، عمر نكرده ام، اما در كردارهاى آنان نگريسته ام، و در اخبار و سرگذشتشان انديشيده ام، و در آثارشان سير كرده ام تا آن جا كه چونان يكى از آنان شده ام و بلكه با مطالعه تاريخ آنان، گويا پا به پاى اوّلين تا آخرين آنها عمر كرده ام. پس حوادث زلال را از تيره، و سود آنها را از زيانشان بازشناختم. پس، از هر چيزى، ناب آن را برايت برگزيدم و زيبايش را برايت جستم، و نا شناخته هايش را از تو دور ساختم، و چونان پدرى مهربان، به كار تو همّت گماشتم و عزم تربيت تو كردم؛ زيرا كه تو در آغاز زندگى قرار دارى و تازه به روزگارْ روى آورده اى و از نيّتى پاك و اندرونى بى پيرايه، برخوردارى.
۱.انتخلت الشيء: استقصيت أفضله. و تنخّلته: تخيّرته (الصحاح: 5 / 1827 «نخل»).
۲.نهج البلاغة: الكتاب 31، تحف العقول: 69 نحوه، بحار الأنوار: 77 / 199 / 1؛ كنز العمّال: 16 / 168 / 44215 نقلاً عن وكيع و العسكري في المواعظ نحوه.

احادیث دیگر این موضوع

۲