حدیث دربارهآنچه دوستى را پايدار مى كند

الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:قالَ الحارثُ الأعورُ لأميرِ المؤمنينَ عليه السلام: يا أميرَ المؤمنينَ، أنا و اللّهِ اُحِبُّكَ، فقالَ لَه: يا حارثُ، أمَا إذا أحبَبْتَني فلا تُخاصِمْني، و لا تُلاعِبْني، و لا تُجارِيني ۱، و لا تُمازِحْني، و لا تُواضِعْني، و لا تُرافِعْني. ۲
امام صادق عليه السلام:حارث اعور به امير المؤمنين عرض كرد: اى امير مؤمنان! به خدا سوگند كه دوستت مى دارم. حضرت فرمود: اى حارث! اگر واقعا مرا دوست دارى پس سعى كن با من مشاجره نكنى، مرا به بازى نگيرى، براى خودنمايى با من بحث نكنى، ۳ با من شوخى نكنى و مرا از آنچه هستم فروتر و يا فراتر نبرى.
۱.هي أن يجري الإنسان مع غيره في المناظرة ليظهر علمه إلى الناس، رياءً و سمعةً و ترفّعا. و في بعض النسخ «و لا تحاربني» و في ثالث «و لا تجازيني» و في رابع «و لا تجاربني» (هامش المصدر).
۲.الخصال: 334/35.
۳.در يكى از نسخه ها «با من مستيزى» آمده و در نسخه هاى ديگر عبارت هاى گوناگونى كه همه در حاشيه خصال آمده است.

احادیث دیگر این موضوع

۸