خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
دانشنامه امیرالمؤمنین(ع) ج ۱
موضوعات
سيما
58. ـ به نقل از مُدرِك ـ: على عليه السلا…
حدیث درباره
سيما
دانشنامه امیرالمؤمنین(ع) ج ۱، ص ۱۱۱، ح ۵۸
امام علی علیهالسلام
سيما
تاريخ دمشق عن مُدرك:
رَأَيتُ عَليّا لَهُ وَفرَةٌ
۱
، وكانَ مِن أحسَنِ النّاسِ وَجها.
۲
تاريخ دمشق
ـ به نقل از مُدرِك ـ
: على عليه السلام را ديدم كه موهايش بلند و از خوش سيماترينِ مردمان بود.
۱.
الوَفْرة: شَعر الرأس إذا وَصَل إلى شحمة الاُذن (لسان العرب: ج 5 ص 289 «وفر»).
۲.
تاريخ دمشق: ج 42 ص 25، اُسد الغابة: ج 4 ص 116 الرقم 3789، مقتل أميرالمؤمنين: ص 71 الرقم 61 وفيهما «يخطب» بدل «له وفرة».
کلیدواژهها
درآمد
1 دانش نامه امام حسین علیه السلام در یک نگاه
فضیلت ها و ویژگی های امام حسین علیه السلام
دانش نامه امیر المومنین در یک نگاه
+3 مورد دیگر
احادیث دیگر این موضوع
۸
الطبقات الكبرىـ به نقل از اسحاق بن عبد اللّه بن ابى فروه ـ: از ابو جعفر محمّد بن على (امام باقر) عليهما السلام پرسيدم: على عليه السلام چگونه بود؟ فرمود: «مردى به شدّتْ گندمگون، چشمانش درشت و فروهشته، و داراى شكم بود. موى جلوى سرش ريخته بود و [قدش] به كوتاهى نزديك تر مى نمود».
الغاراتـ به نقل از قدامة بن عتّاب ـ: على عليه السلام، فربه شكم و چهارشانه بود. ماهيچه هاى ساعدش ستبر و سرِ آنها باريك، و ماهيچه هاى ساق پايش ستبر و سر آنها باريك بود.
المناقب، ابن شهر آشوبـ به نقل از مغيره ـ: على عليه السلام به هيئت شير بود. آنچه از آن ستبر است، از آنِ على عليه السلام هم ستبر بود، و آنچه باريك است، باريك.
الكامل فى التاريخ:على عليه السلام، بالاتر از ميانه بالا بود. ماهيچه هاى ساعدش ستبر و سرِ آنها باريك، و ماهيچه هاى ساق پايش نيز ستبر و سرِ آنها باريك بود. از خوش سيماترين مردم بود و موهاى سپيدش را رنگ نمى كرد و پُرتبسّم بود.
مقاتل الطالبيّين:گندمگون، ميانه بالا و به كوتاهى نزديك تر بود. فربه شكم، انگشتانش باريك، ساعدهايش ستبر و ساق هايش باريك بود. چشمانش اندكى خمار، ريشش زياد، موى جلوى سرش ريخته و پيشانى اش بلند بود.
فضائل الصحابةـ به نقل از ابو اسحاق ـ: پدرم گفت: پسرم! مى خواهى امير مؤمنان على را به تو نشان دهم؟ گفتم: آرى. پس مرا بر سر دستانش بلند كرد و من، مردى را ديدم كه موى سر و صورتش سفيد بود و موى جلوى سرش ريخته بود. فربه شكم و چهارشانه بود.
مقاتل الطالبيّينـ به نقل از داوود بن عبد الجبّار از ابو اسحاق ـ: پدرم مرا روز جمعه به درون مسجد برد و بلندم كرد. پس على عليه السلام را ديدم كه بر منبر سخنرانى مى كند. سالخورده بود. موهاى جلوى سرش ريخته بود. بلند پيشانى و چهارشانه بود. ريشش سينه اش را پوشانده بود و چشمانش اندكى خمار بود. به پدرم گفتم: پدر! اين كيست؟ گفت: اين، على بن ابى طالب، پسر عموى پيامبر خدا، برادر پيامبر خدا، وصىّ پيامبر خدا و امير مؤمنان است.
الطبقات الكبرىـ به نقل از رزام بن سعد ضبّى ـ: شنيدم كه پدرم على عليه السلام را توصيف مى كند و مى گويد: مردى بود بلندتر از ميانه بالا. شانه هايش ستبر و ريشش بلند بود و اگر [از دور] به او مى نگريستى، مى توانستى بگويى كه گندمگون است، و اگر از نزديك در او دقّت مى كردى، مى گفتى: به سبزه از گندمگون، نزديك تر است.
حدیث 57
موضوع
حدیث 59