حدیث دربارهوصى
كتاب من لا يحضره الفقيه عن جابر بن عبد اللّه الأنصاري:صَلّى بِنا عَلِيٌّ عليه السلام بِبَراثا ۱ بَعدَ رُجوعِهِ مِن قِتالِ الشُّراةِ ۲ ونُحنُ زُهاءُ مِائَةِ ألفِ رَجُلٍ، فَنَزَلَ نَصرانِيٌّ مِن صَومَعَتِهِ فقَالَ: مَن عَميدُ هذَا الجَيشِ؟ فَقُلنا: هذا، فَأَقبَلَ إلَيهِ فَسَلَّمَ عَلَيهِ فَقالَ: يا سَيِّدي أنتَ نَبِيٌّ؟ فَقالَ: لا، النَّبِيُّ سَيِّدي قَد ماتَ، قالَ: فَأَنتَ وَصِيُّ نَبِيٍّ؟ قالَ: نَعَم، ثُمَّ قالَ لَهُ: اِجلِس كَيفَ سَأَلتَ عَن هذا؟ قالَ: أنَا بَنَيتُ هذِهِ الصَّومَعَةَ مِن أجلِ هذَا المَوضِعِ وهُوَ بَراثا، وقَرَأتُ فِي الكُتُبِ المُنزَلَةِ أنَّهُ لا يُصَلّي في هذَا المَوضِعِ بِهذَا الجَمعِ إلّا نَبِيٌّ أو وَصِيُّ نَبِيٍّ وقَد جِئتُ اُسلِمُ. فَأَسلَمَ وخَرَجَ مَعنا إلَى الكوفَةِ، فَقالَ لَهُ عَلِيٌّ عليه السلام: فَمَن صَلّى هاهُنا؟ قالَ: صَلّى عيسىَ بنُ مَريَمَ عليه السلام واُمُّهُ، فَقالَ لَهُ عَلِيٌّ عليه السلام: أَفَاُخبِرُكَ مَن صَلّى هاهُنا؟ قالَ: نَعَم، قالَ: الخَليلُ عليه السلام. ۳
كتاب من لايحضره الفقيهـ به نقل از جابر بن عبد اللّه انصارى ـ: على عليه السلام در بَراثا ۴ در بازگشت از نبرد با خوارج، براى ما كه در حدود صد هزار مرد بوديم، نماز گزارد. پس مردى نصرانى از دِيْر خويش پايين آمد و گفت: فرمانده اين سپاه كيست؟
گفتيم: اين [شخص است].
پس به على عليه السلام رو كرد و سلام داد و گفت: اى سرور من! تو پيامبرى؟
فرمود: «نه. پيامبر، سرور من بود و درگذشت».
گفت: پس تو، وصىّ پيامبرى؟ فرمود: «آرى».
سپس امام عليه السلام به او فرمود: «بنشين. چه شد كه اين را پرسيدى؟».
گفت: من اين دِير را به دليل وجود اين محل ساختم كه براثا باشد. در كتاب هاى نازل شده [از سوى خدا]، خوانده ام كه در اين مكان و با اين جمعيّت، كسى جز پيامبر يا وصىّ پيامبر، نماز نمى خوانَد و من آمده ام تا مسلمان شوم.
پس مسلمان شد و با ما به كوفه درآمد. على عليه السلام به او فرمود: «چه كسى اين جا نماز خوانده است؟».
گفت: عيسى بن مريم و مادرش.
على عليه السلام فرمود: «آيا تو را از كسى كه اين جا نماز خوانده است، باخبر سازم؟».
گفت: آرى.
فرمود گفت: «[ابراهيم] خليل».
۱.بَرَاثا: محلّة كانت في طرف بغداد في قبلة الكرخ، وكانت قبل بناء بغداد قرية يزعمون أنّ عليّاً مرّ بها لمّا خرج لقتال الحروريّة بالنهروان، وصلّى في مسجدها (معجم البلدان: ج 1 ص 362).
۲.هم الخوارج الذين خرجوا عن طاعة الإمام وإنّما لزمهم هذا اللقب، لأنّهم زعموا أنّهم شروا دنياهم بالآخرة ـ أي باعوها ـ أو شروا أنفسهم بالجنّة (مجمع البحرين: ج 2 ص 950 «شرى»).
۳.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 1 ص 232 ح 698، تهذيب الأحكام: ج3 ص264 ح747 وراجع المناقب لابن شهرآشوب: ج 2 ص 264.
۴.بَراثا، محلّه اى در كنار بغداد و مقابل كَرْخ است و پيش از بناى بغداد، روستايى بود كه مى گفتند على عليه السلام در حركت به نهروان براى نبرد با خوارج، از آن گذشته و در مسجدش نماز خوانده است (معجم البلدان: ج 1 ص 362).