حدیث دربارهدعاهاى جامع پيامبر براى امام

الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله لَمّا نَزَلَ قُدَيدَ ۱ قالَلِعَلِيٍّ عليه السلام: يا عَلِيُّ، إنّي سَأَلتُ رَبّي أن يُوالِيَ بَيني وبَينَكَ فَفَعَلَ، وسَأَلتُ رَبّي أن يُؤاخِيَ بَيني وبَينَكَ فَفَعَلَ، وسَأَلتُ رَبّي أن يَجعَلَكَ وَصِيّي فَفَعَلَ. فَقالَ رَجُلانِ مِن قُرَيشٍ: وَاللّهِ لَصاعٌ مِن تَمرٍ في شَنٍّ ۲ بالٍ أحَبُّ إلَينا مِمّا سَأَلَ مُحَمَّدٌ رَبَّهُ! فَهَلّا سَأَلَ رَبَّهُ مَلَكا يَعضُدُهُ عَلى عَدُوِّهِ، أو كَنزا يَستَغني بِهِ عَن فاقَتِهِ! وَاللّهِ ما دَعاهُ إلى حَقٍّ ولا باطِلٍ إلّا أجابَهُ إلَيهِ. فَأَنزَلَ اللّهُ سُبحانَهُ وتَعالى: «فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَ ضَآئِقٌ بِهِ صَدْرُكَ» ۳. ۴
امام صادق عليه السلام:پيامبر خدا، چون در قُدَيْد ۵ توقّف كرد، به على عليه السلام فرمود: «اى على! من از پروردگارم خواستم كه ميان من و تو پيوند ولايت ايجاد كند، كه چنين كرد. از پروردگارم خواستم كه ميان من و تو برادرى قرار دهد، كه قرار داد. از پروردگارم خواستم كه تو را وصىّ من قرار دهد، كه قرار داد». دو مرد قريشى گفتند: به خدا سوگند، نزد ما يك من خرما در مشكى كهنه، محبوب تر از چيزى است كه محمّد از پروردگارش خواست! چرا از پروردگارش فرشته اى نخواست تا او را بر دشمنش يارى دهد يا گنجى كه از فقرش رهايى دهد؟ به خدا سوگند، او از خدا هيچ حق و باطلى نخواسته، مگر آن كه اجابتش كرده است. پس خداوندِ منزّهِ والا نازل كرد: «نكند برخى از آنچه را به تو وحى مى شود، واگذارى و بدان دل تنگ دارى» .
۱.قُدَيْد: اسم موضع قرب مكّة (معجم البلدان: ج 4 ص 313).
۲.الشَّنّ: الخَلَق من كلّ آنية صُنعت من جلد (لسان العرب: ج 13 ص 241 «شنن»).
۳.هود: 12.
۴.الكافي: ج 8 ص 378 ح 572 عن عمّار بن سويد، الأمالي للمفيد: ص 279 ح 5 عن عمر بن يزيد، الأمالي للطوسي: ص 107 ح 164، بشارة المصطفى: ص 237 كلاهما عن عمّار بن يزيد وكلّها نحوه، تفسير العيّاشي: ج 2 ص 141 ح 11 عن عمّار بن سويد وفيه «غدير» بدل «قديد».
۵.قُدَيْد، نام مكانى در نزديكى مكّه است (معجم البلدان: ج 4 ص313). در تفسير العياشى به جاى «قديد»،«غدير» آمده است.

احادیث دیگر این موضوع

۶