حدیث دربارهخدايا ! او را شفا بده
سنن الترمذي عن شعبة عن عمرو بن مرّة عن عبد اللّه بن سلمة عن الإمام عليّ عليه السلام قال:كُنتُ شاكِيا، فَمَرَّ بي رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله وأنَا أقولُ: اللّهُمَّ إن كانَ أجَلي قَد حَضَرَ فَأَرِحني، وإن كانَ مُتَأَخِّرا فَارفَعني، وإن كانَ بَلاءً فَصَبِّرني. فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: كَيفَ قُلتَ؟ قالَ: فَأَعادَ عَلَيهِ ما قالَ. قالَ: فَضَرَبَهُ بِرِجلِهِ، فَقالَ: اللّهُمَّ عافِهِ أوِ اشفِهِ ـ شُعبَةُ الشّاكُ ـ فَمَا اشتَكَيتُ وَجَعي بَعدُ. ۱
سنن الترمذىـ به نقل از شُعبة از عمرو بن مُرّه، از عبد اللّه بن سلمه، از امام على عليه السلام ـ: بيمار بودم. پيامبر خدا بر من گذشت، در حالى كه مى گفتم: خدايا! اگر اجلم سر رسيده، راحتم كن، و اگر هنوز نرسيده، مرا از جا بلند كن، و اگر بلاست، شكيبايى ام ده.
پيامبر خدا فرمود: «چه گفتى؟».
من گفته ام را تكرار كردم.
پيامبر صلى الله عليه و آله پايش را به من زد و فرمود: «خدايا! او را عافيت (يا شفا ۲) ده».
من ديگر به آن بيمارى مبتلا نشدم.