حدیث دربارهخدايا ! او را شفا بده
الإمام عليّ عليه السلام:أخَذَتنِي الحُمّى لَيلَةً، فَأَسهَرَتني، فَسَهرَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لِسَهَري، فَباتَ لَيلَتَهُ بَيني وبَينَ مُصَلّاهُ؛ يُصَلّي ما قُدِّرَ لَهُ، ثُمَّ يَأتيني يَسأَلُني ويَنظُرُ إلَيَّ، فَلَم يَزَل ذلِكَ دَأبُهُ حَتّى أصبَحَ.
فَلَمّا صَلّى بِأَصحابِهِ الغَداةَ قالَ: اللّهُمَّ اشفِ عَلِيّا وعافِهِ؛ فَإِنَّهُ أسهَرَنِي اللَّيلَةَ مِمّا بِهِ. ۱
امام على عليه السلام:شبى تب كردم و تا صبح نخوابيدم. پيامبر خدا نيز به خاطر بيدار ماندن من، بيدار مانْد و آن شب را در ميان من و مصلّايش گذراند. مقدارى نماز مى خوانْد و سپس نزد من مى آمد و از احوالم جويا مى شد و مرا مى نگريست و كارش اين بود تا صبح شد. پس چون نماز صبح را با اصحابش خواند، فرمود: «خدايا! على را شفا ده و عافيت بخش كه او امشب مرا به خاطر بيمارى اش بيدار نگهم داشت».
۱.الاحتجاج: ج 1 ص 369 ح 65، كتاب سليم بن قيس: ج 2 ص 814 ح 36 عن المقداد نحوه، المناقب لابن شهر آشوب: ج 2 ص 220 من دون إسنادٍ إلى المعصوم، بحار الأنوار: ج 38 ص 314 ح 18.