حدیث دربارهپايدارى شگفت انگيز در جنگ حُنَين
مسند أبي يعلى عن جابر:كانَ أيّامَ هَوازِنَ رَجُلٌ جَسيمٌ، عَلى جَمَلٍ أحمَرَ، في يَدِهِ رايَةٌ سَوداءُ، إذا أدرَكَ طَعَنَ بِها، وإذا فاتَهُ شَيءٌ مِن بَينِ يَدَيهِ دَفَعَها مِن خَلفِهِ فَأَبعَدَهُ. فَعَمَدَ لَهُ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ ورَجُلٌ مِنَ الأَنصارِ كِلاهُما يُريدُهُ ـ قالَ: ـ فَضَرَبَهُ عَلِيٌّ عَلى عُرقوبَيِ الجَمَلِ، فَوَقَعَ عَلى عَجُزِهِ، ـ قالَ: ـ وضَرَبَ الأَنصارِيُّ ساقَهُ ـ قالَ: ـ فَطَرَحَ قَدَمَهُ بِنِصفِ ساقِهِ، فَوَقَعَ، وَاقتَتَلَ النّاسُ. ۱
مسند أبى يعلىـ به نقل از جابر ـ: در روزهاى پيكار هوازن، مرد تنومندى بر شترى سرخ مو سوار بود و در دستش پرچمى سياه رنگ داشت و به هركس مى رسيد، او را با آن، زخمى مى زد و چون نمى رسيد [و كسى از جلويش مى گريخت، پرچم را] به پشت سرش مى بُرد و با آن، [شخص را] دور مى كرد. ۲
پس على بن ابى طالب عليه السلام و مردى از انصار، هر دو آهنگ او كردند. على عليه السلام پاهاى شتر او را قطع كرد و شتر به زمين افتاد و مرد انصارى بر ساق او زد و پايش را از ميان ساقش قطع كرد. آن مرد، افتاد و جنگ، مغلوبه شد.
۱.مسند أبي يعلى: ج 2 ص 344 ح 1858، تاريخ الطبري: ج 3 ص 76، السيرة النبويّة لابن هشام: ج 4 ص 88 كلاهما نحوه.
۲.متن مسند أبى يعلى اضطراب دارد و به احتمال فراوان، در متن عربى، «دفعها» تصحيف «رفعها» و «فأبعده»، تصحيف «فأتبعوه» باشد، همان گونه كه از مراجعه به متون مشابه در ديگر مأخذها، آشكار مى گردد. گزارش صحيح تر در متن بعدى و از كتاب الإرشاد، آمده است.