حدیث دربارهپايدارى شگفت انگيز در جنگ حُنَين

تاريخ الإسلام عن الواقديّ:سارَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِن مَكَّةَ لِسِتٍّ خَلَونَ مِن شَوّالٍ فِي اثنَي عَشَرَ ألفا، فَقالَ أبو بَكرٍ: لا نُغلَبُ اليَومَ مِن قِلَّةٍ. فَانتَهَوا إلى حُنَينٍ لِعَشرٍ خَلَونَ مِن شَوّالٍ. وأمَرَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله أصحابَهُ بِالتَّعبِئَةِ، ووَضَعَ الأَلوِيَةَ وَالرّاياتِ في أهلِها، ورَكِبَ بَغلَتَهُ، ولَبِسَ دِرعَينِ وَالمِغفَرَ وَالبَيضَةَ. فَاستَقبَلَهُم مِن هَوازِنَ شَيءٌ لَم يَرَوا مِثلَهُ مِنَ السَّوادِ وَالكَثرَةِ، وذلِكَ في غَبَشِ الصُّبحِ. وخَرَجَتِ الكَتائِبُ مِن مَضيقِ الوادي وشِعبِهِ، فَحَمَلوا حَملَةً واحِدَةً، فَانكَشَفَت خَيلُ بَني سُلَيمٍ مُوَلِّيَةً، وتَبِعَهُم أهلُ مَكَّةَ، وتَبِعُهُم النّاسُ. ۱
تاريخ الإسلامـ به نقل از واقدى ـ: پيامبر خدا در ششم شوّال با دوازده هزار نفر از مكّه حركت كرد. ابو بكر گفت: امروز به جهت كمىِ افراد، مغلوب نمى شويم. روز دهم شوّال به حنين رسيدند و پيامبر صلى الله عليه و آله، يارانش را آماده كرد و درفش ها و پرچم ها را به شايستگانش سپرد و بر استر خويش سوار شد و دو زره و نقاب و كلاهخود به تن كرد. ۲ سپس با لشكرى از هَوازِن روبه رو شدند كه نظيرش را در تعداد و نفرات، نديده بودند و آن، در تاريك و روشنِ صبح بود و گروه ها از تنگه و از شكاف هاى دره بيرون آمدند و به يكباره حمله كردند. پس سواران بنى سليم از هم گسيختند و پشت كرده، گريختند و مكّيان و سپس ديگر مردمان، از پى آنان رفتند.
۱.تاريخ الإسلام للذهبي: ج 2 ص 574 وراجع المغازي: ج 3 ص 890.
۲.در متن، «مِغفَر» و «بيضه» آمده است؛ يعنى زره پيامبر خدا، روى سر ايشان را گرفت و افزون بر آن، كلاهخود را هم بر سر نهاد.

احادیث دیگر این موضوع

۸
تاريخ اليعقوبى:در مكّه به پيامبر خدا خبر رسيد كه [قبيله] هوازن، گروه هاى فراوانى را در حُنين، گِرد آورده و سركرده آنان، مالك بن عوف نصرى است و دُرَيد بن صمّه (پيرمردى از بنى جشم) هم با اوست كه از فكر و نظرش استفاده مى كنند و مالك، هوازن را با دارايى ها و زنانشان آورده است. پيامبر خدا با سپاه بزرگى كه دوازده هزار نفر بودند، به سوى آنان، به راه افتاد. ده هزار تن از آنها يارانى بودند كه با آنان مكّه را فتح كرده بود و دو هزار نفر [نيز] از مكّيان بودند كه از سرِ رغبت يا به اكراه، مسلمان شده بودند و پيامبر خدا، صد زره از صفوان بن اميّه به عنوان عاريه ضمانت شده گرفت. فراوانى نفرات، مسلمانان را دچار عُجب كرد و يكى از آنان گفت: «ما به جهت كمى افراد، شكست نمى خوريم» و اين گفته، بر پيامبر صلى الله عليه و آله ناپسند آمد. قبيله هوازن، در درّه كمين كردند و بر مسلمانان، حمله بردند. روزى بس سخت بود و مسلمانان از گِرد پيامبر خدا پراكنده شدند تا آن جا كه تنها با ده تن (و گفته شده نُه تن) از بنى هاشم، تنها ماند و آنان، على بن ابى طالب عليه السلام، عبّاس بن عبد المطّلب، ابو سفيان بن حارث، نوفل بن حارث، ربيعة بن حارث، عتبه و معتّب (پسران ابو لهب)، فضل بن عبّاس و عبد اللّه بن زبير بن عبد المطّلب بودند، و گفته شده ايمن بن امّ ايمن هم بود. خداوند عز و جل، نازل كرد: «[خداوند در بسيارى دشوارى ها شما را يارى داد]و از جمله در جنگ حنين، هنگامى كه فراوانى افرادتان شما را دچار عُجْب كرد، ولى هيچ سودى براى شما نداشت و زمين با همه گستردگى اش بر شما تنگ آمد. سپس [به دشمن] پشت كرديد. پس از آن، خداوند، آرامش خويش را بر پيامبرش و بر مؤمنان فرود آورد و سپاهيانى را كه شما نديديد، فرو فرستاد» .