حدیث دربارهتلاش سرنوشت ساز در جنگ خيبر
الإرشاد عن أبي عبد اللّه الجدلي:سَمِعتُ أميرَ المُؤمِنينَ عليه السلام يَقولُ: لَمّا عالَجتُ بابَ خَيبَرَ جَعَلتُهُ مِجَنّا ۱ لي وقاتَلتُ القَومَ، فَلَمّا أخزاهُمُ اللّهُ وَضَعتُ البابَ عَلى حِصنِهِم طَريقا، ثُمَّ رَمَيتُ بِهِ في خَندَقِهِم، فَقالَ لَهُ رَجُلٌ: لَقدَ حَمَلتَ مِنهُ ثِقلاً! فَقالَ: ما كانَ إلّا مِثلَ جُنَّتِي الَّتي في يَدي في غَيرِ ذلِكَ المُقامِ. ۲
الإرشادـ به نقل از ابو عبد اللّه جدلى ـ: شنيدم امير مؤمنان مى فرمايد: «چون درِ خيبر را كَندم، آن را سپرم كردم و با يهوديان جنگيدم و چون خدا خوارشان كرد، در را پُلى به سوى دژشان قرار دادم و سپس، آن را در خندق افكندم».
شخصى به او گفت: آيا احساس سنگينى هم كردى؟
فرمود: «سنگينى اش چون سنگينى سپرى بود كه در جنگ هاى ديگر به دست مى گرفتم».