حدیث دربارهتلاش سرنوشت ساز در جنگ خيبر
الأمالي للصدوق عن عبد اللّه بن عمرو بن العاص:إنَّهُ لَمّا دَنا مِنَ القَموصِ ۱ أقبَلَ أعداءُ اللّهِ مِنَ اليَهودِ يَرمونَهُ بِالنَّبلِ وَالحِجارَةِ، فَحَمَلَ عَلَيهِم عَلِيٌّ عليه السلام حَتّى دَنا مِنَ البابِ، فَثَنى رِجلَهُ ثُمَّ نَزَلَ مُغضِبا إلى أصلِ عَتَبَةِ البابِ فَاقتَلَعَهُ، ثُمَّ رَمى بِهِ خَلفَ ظَهرِهِ أربَعينَ ذِراعا!
قالَ ابنُ عَمرٍو: وما عَجِبنا مِن فَتحِ اللّهِ خَيبَرَ عَلى يَدَي عَلِيٍّ عليه السلام، ولكِنّا عَجِبنا مِن قَلعِهِ البابَ ورَميِهِ خَلفَهُ أربَعينَ ذِراعا، ولَقَد تَكَلَّفَ حَملَهُ أربَعونَ رَجُلاً فَما أطاقوهُ! فَاُخبِرَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله بِذلِكَ فَقالَ: وَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ لَقَد أعانَهُ عَلَيهِ أربَعونَ مَلَكا. ۲
الأمالى، صدوقـ به نقل از عبد اللّه بن عمرو بن عاص ـ: چون على عليه السلام به دژ قموص ۳ نزديك شد، يهوديانِ دشمن خدا پيش آمدند و تير و سنگ به او پرتاب كردند. على عليه السلام به آنان يورش بُرد تا آن كه به در [قلعه]، نزديك شد. پس پايش را خم كرد و [نشست]و با خشم كُنده در را گرفت و آن را از جا كَند و به چهل ذراع پشت سرش پرتاب كرد.
ما از اين كه خداوندْ خيبر را به دست على عليه السلام گشود، تعجّب نكرديم؛ بلكه از كَندن در و پرتاب كردن آن به چهل ذراع پشت سر، تعجّب كرديم و چهل مرد كوشيدند آن را حركت دهند؛ امّا نتوانستند. جز اين حادثه به پيامبر صلى الله عليه و آله اطّلاع داده شد. فرمود: «سوگند به كسى كه جانم در دست اوست، چهل فرشته، او را در اين كار يارى كردند».