حدیث دربارهتلاش سرنوشت ساز در جنگ خيبر
الاستيعاب:رَوى سَعدُ بنُ أبي وَقّاصٍ وسَهلُ بنُ سَعدٍ وأبو هُرَيرَةَ وبُريدَةُ الأَسلَمِيُّ وأبو سَعيدٍ الخُدرِيُّ وعَبدُ اللّهِ بنُ عُمَرَ وعِمرانُ بنُ الحُصَينِ وسَلَمَةُ بنُ الأَكوَعِ، كُلُّهُم بِمَعنىً واحِدٍ، عَنِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله أنَّهُ قالَ يَومَ خَيبَرَ:
لَاُعطِيَنَّ الرّايَةَ غَدا رَجُلاً يِحُبُّ اللّهَ ورَسولَهُ، ويُحِبُّهُ اللّهُ ورَسولُهُ، لَيسَ بِفَرّارٍ، يَفتَحُ اللّهُ عَلى يَدَيهِ، ثُمَّ دَعا بِعَلِيٍّ وهُوَ أرمَدُ، فَتَفَلَ في عَينَيهِ وأعطاهُ الرّايَةَ، فَفَتَحَ اللّهُ عَلَيهِ. وهذِهِ كُلُّها آثارٌ ثابِتَةٌ. ۱
الاستيعاب:سعد بن ابى وقّاص و سهل بن سعد و ابو هريره و بُرَيده اسلمى و ابو سعيد خُدْرى و عبد اللّه بن عمر و عمران بن حصين و سلمة بن اَكوَع، همگى يك مضمون را از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كرده اند كه در جنگ خيبر گفت: «فردا، اين پرچم را به دست مردى مى سپارم كه خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و پيامبرش هم او را دوست دارند. گريزنده نيست و خداوند با دستان او فتح مى كند».
سپس على عليه السلام را فرا خواند و او چشمْ درد داشت. پس، از آب دهان خود بر چشمان او نهاد و پرچم را به او سپرد و خداوند، پيروزش كرد.
و اينها همه روايت هايى استوارند.
۱.الاستيعاب: ج 3 ص 203 الرقم 1875.