حدیث دربارهضربه سرنوشت ساز در جنگ خندق
الإرشاد عن أبي الحسن المدائني:لَمّا قَتَلَ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ عليه السلام عَمرَو بنَ عَبدِ وَدٍّ نُعِيَ إلى اُختِهِ، فَقالَت: مَن ذَا الَّذِي اجتَرَأَ عَلَيهِ؟! فَقالوا: اِبنُ أبي طالِبٍ. فَقالَت: لَم يَعدُ يَومَهُ [إلّا] ۱ عَلى يَدِ كُف ءٍ كَريمٍ، لا رَقَأَت دَمعَتي إن هَرَقتُها عَلَيهِ؛ قَتَلَ الأَبطالَ، وبارَزَ الأَقرانَ، وكانَت مَنِيَّتُهُ عَلى يَدِ كُف ءٍ كَريمِ قَومِهِ، ما سَمِعتُ أفخَرَ مِن هذا يا بَني عامِرٍ! ثُمَّ أنشَأَت تَقولُ:
لَو كانَ قاتِلُ عَمرٍو غَيرَ قاتِلِهِ
لَكُنتُ أبكي عَلَيهِ آخِرَ الأَبَدِ
لكِنَّ قاتِلَ عمرٍو لا يُعابُ بِهِ
مَن كانَ يُدعى قَديما بَيضَةَ البَلَدِ ۲
الإرشادـ به نقل از ابو الحسن مدائنى ـ: چون على بن ابى طالب عليه السلام، عمرو بن عبدِ وَد را كشت، خبر مرگش را براى خواهرش بردند. گفت: چه كسى بر او جرئت كرده است؟
گفتند: پسر ابو طالب.
گفت: روزگارش را جز به دست همتايى بزرگوار به پايان نبُرد. اشكم خشك مباد اگر بر او بگِريم! قهرمانان را كشت و با دلاوران جنگيد و مرگش به دست همتايى بود كه بزرگ قوم خويش است. اى بنى عامر! من افتخارى برتر از اين نشنيده ام.
سپس، اين شعر را سرود:
اگر قاتل عمرو، كسى غير از اين [مرد] بود
تا انتهاى ابديت بر او مى گريستم.
امّا قاتل عمرو را عيبى نيست
آن كه از قديم، بزرگ شهر خوانده مى شده است.