حدیث دربارهجنگ اُحُد
السيرة النبويّة، لابن هشام عن ابن إسحاق:لَمَّا انصَرَفَ أبو سُفيانَ ومَن مَعَهُ نادى: إنَّ مَوعِدَكُم بَدرٌ لِلعامِ القابِلِ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لِرَجُلٍ مِن أصحابِهِ: قُل: نَعَم، هُوَ بَينَنا وبَينَكُم مَوعِدٌ.
ثُمَّ بَعَثَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَلِيَّ بنَ أبي طالِبٍ فَقالَ: اُخرُج في آثارِ القَومِ، فَانظُر ماذا يَصنَعونَ وما يُريدون، فَإِن كانوا قَد جَنَّبُوا الخَيلَ وَامتَطَوُا الإِبِلَ فَإِنَّهُم يُريدونَ مَكَّةَ، وإن رَكِبُوا الخَيلَ وساقُوا الإِبِلَ فَإِنَّهُم يُريدونَ المَدينَةَ، وَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ لَئِن أرادوها لَأَسيرَنَّ إلَيهِم فيها، ثُمَّ لَاُناجِزَنَّهُم!
قالَ عَلِيٌّ: فَخَرَجتُ في آثارِهِم أنظُرُ ماذا يَصنَعونَ، فَجَنَّبُوا الخَيلَ وَامتَطَوُا الإِبِلَ ووَجَّهوا إلى مَكَّةَ. ۱
السيرة النبويّة، ابن هشامـ به نقل از ابن اسحاق ـ: چون ابو سفيان و همراهانش بازگشتند، ندا داد: وعده ديدار، سال آينده در بدر.
پس پيامبر خدا به مردى از اصحابش گفت، بگو: «آرى، وعده گاه ما و شما باشد».
سپس پيامبر خدا، على بن ابى طالب عليه السلام را فرستاد و فرمود: «در پىِ [اين]گروه، بيرون برو و بنگر كه چه تصميمى دارند. اگر اسب ها را از خود دور كرده اند و بر شترها سوار شده اند، قصد مكّه دارند، و اگر بر اسب ها سوار شده اند و شترها را رانده اند، قصد مدينه دارند، و سوگند به آن كه جانم در دست اوست، اگر قصد مدينه داشته باشند، به سوى آنها مى روم و با آنان مى جنگم».
على عليه السلام مى گويد: در پىِ آنان بيرون رفتم تا بنگرم كه چه مى كنند. آنان اسب ها را از خود دور كردند و بر شتران سوار شدند و به مكّه رو نمودند.
۱.السيرة النبويّة لابن هشام: ج 3 ص 100، تاريخ الطبري: ج 2 ص 527، الكامل في التاريخ: ج 1 ص 556 نحوه.