حدیث دربارهعبّاس

الإمام الصادق عليه السلام:كانَ عَمُّنَا العَبّاسُ نافِذَ البَصيرَةِ، صُلبَ الإِيمانِ، جاهَدَ مَعَ أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام، وأبلى بَلاءً حَسَنا، ومَضى شَهيدا. ۱
امام صادق عليه السلام:عمويمان عبّاس، تيزبين بود و ايمانى استوار داشت. در كنار ابا عبد اللّه عليه السلام جهاد كرد و امتحانى نيكو داد و به شهادت رسيد.
۱.سرّ السلسلة العلويّة: ص 89، عمدة الطالب: ص 356 كلاهما عن المفضّل بن عمر.

احادیث دیگر این موضوع

۳
تاريخ الطبرىـ به نقل از عبد اللّه بن شريك عامرى، در ذكر حوادث واقعه كربلا ـ: عبد اللّه بن ابى مُحِل به ابن زياد گفت:. امير به سلامت باد! پسران خواهر ما يعنى پسران زنى كه از قبيله ماست. با حسين هستند. اگر موافقى، امان نامه اى براى آنان بنويس. ابن زياد گفت: باشد، به خاطر تو! پس به كاتبش فرمان داد تا براى آنان امان نامه اى بنويسد. سپس عبد اللّه بن ابى محل، آن را به وسيله غلامش كُزمان فرستاد. پس چون [غلام] به نزد آنان آمد، ايشان را فرا خواند و گفت: اين، امانى است كه دايى شما فرستاده است. جوانان به او گفتند: به دايى ما سلام برسان و به او بگو كه ما هيچ نيازى به امان شما نداريم. امان خداوند، بهتر از امان پسر سميّه است!. شمر تا جلوى ياران حسين عليه السلام پيش آمد، ايستاد و گفت: خواهرزادگان ما كجايند؟ پس عبّاس و جعفر و عثمان، پسران على عليه السلام، بيرون آمدند و به او گفتند: چه كار دارى و چه مى خواهى؟ گفت: اى خواهرزادگان من! شما در امانيد. آن جوانْ مردان به او گفتند: نفرين خدا بر تو و امانت باد! اگر تو دايى ما هستى، آيا به ما امان مى دهى، در حالى كه فرزند پيامبر خدا امان ندارد؟! در نقل الفتوح آمده است: و عبّاس بن على به او گفت: «مرگت باد، اى شمر! و خدا تو را ـ اى دشمن خدا ـ و نيز اين امان نامه اى را كه آورده اى، لعنت كند! آيا به ما مى گويى كه به انحراف، گردن نهيم و يارى برادرمان حسين عليه السلام را واگذاريم؟!». پس شمر، ناراحت و خشمگين به اردوگاه خود بازگشت.