حدیث دربارهاستغفار (آمرزش خواهى)

رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن لَزِمَ الاِستِغفارَ جَعَلَ اللّهُ لَهُ مِن كُلِّ ضيقٍ مَخرَجا، ومِن كُلِّ هَمٍّ فَرَجا، ورَزَقَهُ مِن حَيثُ لا يَحتَسِبُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه پيوسته آمرزش خواه باشد، خداوند براى او در هر تنگنايى، راهى براى بيرون آمدن، و در هر اندوهى، گشايشى قرار مى دهد، و از آن جا كه او نمى پندارد، روزى اش مى دهد.
۱.سنن أبي داود: 2 / 85 / 1518، سنن ابن ماجة: 2 / 1255 / 3819، السنن الكبرى: 3 / 490 / 6421، مسند ابن حنبل: 1 / 535 / 2234 وفيه «أكثر» بدل «لزم» وكلّها عن ابن عبّاس، كنز العمّال: 1 / 476 / 2069؛ الجعفريّات: 228 عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله، عدّة الداعي: 249 عن الإمام الصادق عليه السلام، أعلام الدين: 294 وفيها «أكثر» بدل «لزم»، بحار الأنوار: 77 / 172 / 8.

احادیث دیگر این موضوع

۴
الفرج بعد الشدّةـ به نقل از ايّوب بن عبّاس بن حسن ـ: باديه نشينى از رنجى كه داشت و از تنگناى زندگى و فراوانى اهل و عيال، به امير مؤمنان شِكوه كرد. امام عليه السلام فرمود: «استغفار كن؛ چرا كه خداوند مى فرمايد: «از پروردگارتان آمرزش بخواهيد؛ همانا او بسيار آمرزنده است» ». آن مرد رفت و بار ديگر آمد و گفت: اى امير مؤمنان! من بسيار استغفار كردم؛ ولى در كارم گشايشى نديدم. فرمود: «شايد خوب استغفار نمى دانى». گفت: مرا بياموز. فرمود: «نيّت خويش را خالص كن و از پروردگارت فرمانبردارى كن و بگو: خدايا! از هر گناهى كه بدنم با عافيت بخشى تو، بر انجام دادن آن نيرو يافته است، و از هر گناهى كه به فضل نعمت تو، بر آن توان يافته ام، يا در سايه روزىِ فراوان تو، به آن دست گشوده ام، يا در انجام دادن آن به حلم و امان تو ـ آن گاه كه از آن ترس داشتم ـ اعتماد كرده و به بزرگوارى و عفو تو تكيه داشته ام، از تو آمرزش مى خواهم. خداوندا! از هر گناهى كه در آن نسبت به امانتم خيانت كرده ام، ترجمه اين كلمه، بر اساس متن كنز العمّال ـ كه صحيح تر است ـ انجام گرفته است. يا جان خود را ارزان فروخته ام، يا كاميابى هايم را مقدّم داشته و خواسته دلم را برگزيده ام، يا براى ديگرى سخن چينى كرده ام، يا پيروان خودم را به گمراهى كشانده ام، يا به كمك نيرنگ خويش، چيرگى يافته ام، يا بر مولاى خودم نيرنگ زده ام و او هم در كيفر من شتاب نكرده است، از تو آمرزش مى خواهم؛ چرا كه تو ـ اى خداى سبحان ـ نافرمانى ام را خوش نمى داشتى و آن را از من نمى خواستى، ليكن پيش تر مى دانستى كه من با اختيار و اراده و گزينش خودم آن را انجام مى دهم. پس با من حلم ورزيدى و مرا به اجبار، به آن وا نداشتى و آن را به زور، بر من تحميل نكردى و هيچ ستمى به من نكردى، اى مهربان ترينِ مهربانان! اى همراه من در گرفتارى ام، اى مونس من در تنهايى ام، اى نگهبان من در غربتم، اى صاحب من در نعمتم، اى زداينده رنجم، اى شنواى دعايم، اى ترحم كننده بر اشكم، اى بخشاينده لغزشم، اى خداى راستينِ من، اى تكيه گاه استوارم، اى همسايه تنگنايم، اى مولاى مهربانم، اى خداى خانه عتيق (كعبه)! مرا با گشايشى نزديك و استوارْ از سوى خودت، از كام تنگنايى به وسعت راه برون آر، و هر سختى و تنگنايى را از من برطرف ساز، و نسبت به آنچه در توان من يا بيرون از توان من است، كفايتم كن! خدايا! هر اندوه و غمى را از من برطرف ساز و هر غصّه و رنجى را از من برون آر، اى زداينده اندوه و برطرف سازنده غم! اى فرستنده باران، اى پاسخگوى دعاى گرفتار، اى بخشاينده و مهربانِ دنيا و آخرت! بر برگزيده خود از آفريده هايت و بر دودمان پاك او، درود فرست و از من، اندوهى را كه سينه ام را تنگ كرده و صبرم را به پايان آورده و چاره ام را كاسته و توانم بر آن ناتوان شده، برطرف ساز، اى زداينده هر رنج و بلا، اى داناى هر راز و پنهان، اى مهربان ترينِ مهربانان! «و همه كارم را به خدا وا مى گذارم؛ همانا خداوند به بندگان بيناست» و توفيقم جز از سوى خدا نيست. «بر او تكيه كرده ام و او پروردگار عرش عظيم است» ». آن باديه نشين گفت: با اين دعا، بارها از خداوند آمرزش خواستم. پس اندوه و تنگنايى مرا زدود و روزى ام را افزود و رنجم را برطرف ساخت.