حدیث دربارهورود به بهشت
الإمام الصادق عليه السلام:يُؤتى بِعَبدٍ يَومَ القِيامَةِ لَيسَت لَهُ حَسَنَةٌ فَيُقالُ لَهُ: اُذكُر هَل لَكَ مِن حَسَنَةٍ؟
فَيَذكُرُ فَيَقولُ: يا رَبِّ، ما لي مِن حَسَنَةٍ إلاّ أنَّ فُلانا عَبدَكَ المُؤمِنَ مَرَّ بي فَطَلَبَ ماءً يَتَوَضَّأُ بِهِ لِيُصَلِّيَ فَأَعطَيتُهُ.
فَيُدعى بِذلِكَ العَبدِ المُؤمِنِ فَيُذَكِّرُهُ ذلِكَ.
فَيَقولُ: نَعَم يا رَبِّ، مَرَرتُ بِهِ فَطَلَبتُ مِنهُ ماءً فَأَعطاني فَتَوَضَّأتُ فَصَلَّيتُ لَكَ.
فَيَقولُ الرَّبُّ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ: قَد غَفَرتُ لَكَ، أدخِلوا عَبدِيَ الجَنَّةَ.
۱
امام صادق عليه السلام:روز قيامت، بنده اى را مى آورند كه هيچ كار نيكى ندارد. به او گفته مى شود: «به ياد بياور آيا كار نيكى كرده اى؟».
او به ياد مى آورد و مى گويد: پروردگارا! مرا هيچ كار نيكى نيست، جز آن كه فلان بنده مؤمنِ تو بر من گذشت و از من آب خواست تا وضو بگيرد و نماز بخواند و من هم آبش دادم.
آن بنده مؤمن را فرا مى خوانند و وى آن كار را به يادش مى آورد.
[پس بنده مؤمن] مى گويد: آرى، اى پروردگار من! بر او گذشتم و از او آب خواستم. او هم مرا آب داد؛ وضو گرفتم و براى تو نماز خواندم.
پروردگار متعال [خطاب به آن بنده اى كه كار نيك انجام داده بود،] مى فرمايد: «تو را آمرزيدم. بنده ام را به بهشت ببريد».
۱.مصادقة الإخوان: 160 / 6، الزهد للحسين بن سعيد: 97 / 263 عن محمّد بن عمير رفعه وليس فيه من «فيدعى. فصلّيت لك»، مشكاة الأنوار: 177 / 456 عن محمّد بن حمران، الخصال: 24 / 86 عن محمّد بن عمران وكلاهما نحوه، بحار الأنوار: 82 / 206 / 9.