دست كشيدن به صورت، بعد از شُستن دست

4 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إذا غَسَلتَ يَدَكَ بَعدَ الطَّعامِ فَامسَح وَجهَكَ وعَينَيكَ قَبلَ أن تَمسَحَ بِالمِنديلِ، وتَقولُ: اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ الزّينَةَ وَالمَحَبَّةَ، وأعوذُ بِكَ مِنَ المَقتِ وَالبِغضَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چون بعد از غذا، دستت را شُستى، پيش از خشك كردن با حوله، آن را به صورت و چشمانت بكش و بگو: «بار خدايا! از تو زينت و محبّت را درخواست مى كنم، و از كينه و دشمنى، به تو پناه مى برم».
۱.المحاسن: ج 2 ص 204 ح 1603، بحار الأنوار: ج 66 ص 359 ح 27.
مكارم الأخلاق:كانَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله إذا فَرَغَ مِن غَسلِ اليَدِ بَعدَ الطَّعامِ مَسَحَ بِفَضلِ الماءِ الَّذي في يَدِهِ وَجهَهُ، ثُمَّ يَقولُ: الحَمدُ للّهِِ الَّذي هَدانا وأطعَمَنا وسَقانا، وكُلَّ بَلاءٍ صالِحٍ أولانا. ۱
مكارم الأخلاق:پيامبر صلى الله عليه و آله هر گاه پس از غذا دستانش را مى شُست، با همان رطوبت، دست هايش را به صورتش مى كشيد و سپس مى گفت: «ستايش، خداوندى را كه ما را هدايت فرمود و به ما آب و غذا داد و ما را از هر گونه بلاى نيك (نعمت)، برخوردار ساخت».
۱.مكارم الأخلاق: ج 1 ص 304 ح 965، بحار الأنوار: ج 66 ص 363 ح 38.
مكارم الأخلاق:رُوِيَ عَنهُ صلى الله عليه و آله أنَّهُ كانَ يَغسِلُ يَدَهُ مِنَ الغَمَرِ، ثُمَّ يَمسَحُ بِها وَجهَهُ ورَأسَهُ قَبلَ أن يَمسَحَها بِالمِنديلِ، ثُمَّ يَقولُ: اللّهُمَّ اجعَلني مِمَّن لا يَرهَقُ وُجوهَهُم قَتَرٌ ۱ ولا ذِلَّةٌ. ۲
مكارم الأخلاق:از پيامبر خدا روايت شده كه ايشان، دستِ خود را از چربىِ غذا مى شُست و سپس آن را پيش از اين كه با دستمالْ خشك كند، به سر و صورت خود مى كشيد. آن گاه مى گفت: «بار خدايا! مرا از كسانى قرار ده كه گَرد [ـِ فلاكت و] ذلّت، بر چهره شان نمى نشيند».
۱.القَتَر: الغَبَرَة (القاموس المحيط: ج 2 ص 113 «قتر»).
۲.مكارم الأخلاق: ج 1 ص 302 ح 956، بحار الأنوار: ج 66 ص 358 ح 27.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إذا تَوَضَّأتَ ۱ بَعدَ الطَّعامِ فَامسَح عَينَيكَ بِفَضلِ ما في يَدَيكَ؛ فَإِنَّهُ أمانٌ مِنَ الرَّمَدِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه پس از غذا دستانت را شستى، با رطوبت آن به چشمانت بكش؛ زيرا اين كار، از چشمْ درد، مصون مى دارد.
۱.أشرنا آنفا إلى أنّ المراد من الوضوء هاهنا هو غسل اليدين، لا الوضوء الشرعي.
۲.مكارم الأخلاق: ج 1 ص 303 ح 959، بحار الأنوار: ج 66 ص 363 ح 38.