حدیث دربارهسفارش هاى پيامبر صلى الله عليه و آله به اندرز خواهان و طالبان سفارش
بحار الأنوار:روي أنّ رجلاً استوصى رسول اللّهِ صلى الله عليه و آله، فقال: لا تَغضَبْ قَطُّ، فإنّ فيهِ مُنازَعَةَ ربِّكَ، فقالَ: زِدْني، قالَ: إيّاكَ وما يُعتَذَرُ مِنهُ فإنَّ فيهِ الشِّركَ الخَفيَّ، فقالَ: زِدْني، فقالَ: صَلِّ صَلاةَ مُوَدِّعٍ فإنّ فيها الوُصلَةَ والقُربى، فقالَ: زِدْني، فقالَ عليه السلام: اِستَحيِ مِن اللّهِ استِحياءكَ مِن صالِحي جِيرانِكَ فإنّ فيها زِيادَةَ اليَقينِ، وقد أجمَعَ اللّهُ تعالى ما يَتَواصى بهِ المُتَواصُونَ مِن الأوَّلِينَ والآخِرينَ في خَصلَةٍ واحِدَةٍ وهي التَّقوى، قالَ اللّهُ جلَّ وعَزَّ: «ولَقَدْوَصَّيْنا الّذِينَ اُوتُوا الكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وإيّاكُمْ أنِ اتَّقُوا اللّهَ» ۱ وفيهِ جِماعُ كلِّ عِبادَةٍ صالِحَةٍ، [بِهِ] ۲ وَصَلَ مَن وَصَلَ إلَى الدَّرَجاتِ العُلى والرُّتبَةِ القُصوى، وبهِ عاشَ مَن عاشَ مَع اللّهِ بالحَياةِ الطَّيّبَةِ والاُنسِ الدائمِ، قالَ اللّهُ عَزَّوجلَّ: «إنَّ المُتَّقينَ في جَنّاتٍ ونَهَرٍ * في مَقْعَدٍ صِدْقٍ عِنْدَمَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ» ۳. ۴
بحار الأنوار:روايت شده كه مردى از پيامبر صلى الله عليه و آله سفارشى خواست. پيامبر خدا فرمود: «هرگز خشم مگير؛ زيرا در خشم، كشمكش با پروردگارت نهفته است».
مرد گفت: سفارشى ديگر بفرما.
فرمود: «هرگز كارى را مكن كه از آن، عذر بخواهى؛ زيرا در آن، شركِ ناپيداست».
مرد گفت: باز هم بفرما.
فرمود: «نمازت را مانند كسى بخوان كه گويى آخرين نماز عمرش را مى خواند؛ زيرا در اين نوع نماز خواندن، پيوند و نزديكى [به خدا] است».
مرد گفت: باز هم بفرما.
فرمود: «از خداوند، چنان حيا كن كه از همسايگان صالح خود، حيا مى كنى؛ زيرا اين امر، موجب فراوانىِ يقين است. خداوند متعال، آنچه را كه اوّلين و آخرينِ سفارش كنندگان، بدان سفارش مى كنند، در يك خصلت جمع كرده و آن، پروا [ى از خدا] است. خداوند عز و جل مى فرمايد: «و هر آينه، كسانى را كه پيش از شما كتاب [آسمانى]داده شده اند و شما را، سفارش كرديم كه از خدا بترسيد» . پرهيزگارى، مجمع هر عبادت شايسته اى است و هر كه به درجات بالا و مرتبه بلند رسيد، به واسطه پرهيزگارى رسيد و هر كه با زندگىِ پاك و پاكيزه و اُنس هميشگى با خدا زيست، به وسيله پرهيزگارى زيست. خداوند عز و جل فرموده است: «همانا پرواپيشگان، در ميان باغ ها و نهرها، در قرارگاه صدق، نزد پادشاهى توانايند» ».