حدیث دربارهكسانى كه خداوند به آنان ، نعمت داده است
تفسير فرات عن سليمان الديلمي:كنتُ عندَ أبي عَبدِ اللّه عليه السلام إذ دَخَلَ علَيهِ أبو بَصيرٍ وقَد أخَذَهُ النَّفَسُ فَلَمّا أن أخَذَ مجلِسَهُ قالَ أبو عبدِ اللّهِ عليه السلام: يا أبا محمّدٍ؛ ما هذهِ النَّفَسُ العالِي؟! قال: جُعِلتُ فِداكَ يابنَ رسولِ اللّهِ كَبِرَت سِنِّي، ودَقَّ عَظمي، واقتَرَبَ أجَلي، ولَستُ أدري ما أرِدُ علَيهِ مِن أمرِ آخِرَتي.
فقالَ أبو عبدِاللّهِ عليه السلام: يا أبا محمّدٍ، وإنّكَ لَتَقولُ هذا؟! فقالَ: وكَيفَ لا أقولُ هذا؟! وذَكرَ كلاما، ثُمّ قالَ: يا أبا محمّدٍ، لَقد ذَكرَكم اللّهُ في كِتابِهِ المُبينِ: «اُولئكَ مَعَ الّذِينَ أنْعَمَ اللّهُ علَيْهِم مِنَ النَّبيِّينَ.» فرَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله في الآيةِ «النَّبيِّينَ»، ونَحنُ في هذا المَوضِعِ «الصِّدِّيقينَ والشُّهَداءِ»، وأنتُمُ الصّالِحونَ، فتَسَمُّوا بالصَّلاحِ كما سَمّاكُمُ اللّهُ يا أبا محمّدٍ. ۱
تفسير فراتـ به نقل از سليمان ديلمى ـ: خدمت امام صادق عليه السلام بودم كه ابو بصير، وارد شد، در حالى كه نفَسش گرفته بود. وقتى در مكانى نشست، امام عليه السلام به او فرمود: «اى ابو محمّد! اين نفَس [نفَس زدن] بلند، براى چيست؟».
گفت: فدايت شوم، اى پسر پيامبر خدا! سنّم زياد شده و استخوان هايم سست گرديده و اَجَلم نزديك گشته است و نمى دانم در آخرت، چه وضعى خواهم داشت.
امام صادق عليه السلام فرمود: «اى ابو محمّد! تو، چنين سخنى مى گويى؟!».
گفت: چگونه نگويم؟!
امام عليه السلام سخنى گفت و سپس فرمود: «اى ابو محمّد! خداوند در كتاب مبين خود، تو را ياد كرده است، آن جا كه مى فرمايد: «آنان، با كسانى هستند كه خداوند به ايشان، نعمت داده است؛ [يعنى] با پيامبران و صدّيقان و گواهان و صالحان اند» . در اين آيه [مقصود از]پيامبران، پيامبر خداست و ما، صدّيقان و گواهانيم و شما، همان صالحان هستيد. پس ـ اى ابو محمّد ـ خودتان را اهل صلاح (درستكارى) بدانيد، همچنان كه خداوند، شما را [با اين وصف] نام برده است».
۱.تفسير فرات: ص 114 ح 115، بحار الأنوار: ج 24 ص 32 ح 7.