حدیث دربارهنكوهش ستودن

الدرّ المنثور عن اُمِّ العَلاءِ:لَمّا ماتَ عُثمانُ بنُ مَظعونٍ رضى الله عنهقلتُ: رحمةُ اللّهِ علَيكَ أبا السّائبِ، شَهادَتي علَيكَ لَقَد أكرَمَكَ اللّهُ. قالَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: ومايُدريكِ أنّ اللّهَ أكرَمَهُ؟! أمّا هُو فَقَد جاءَهُ اليَقينُ مِن رَبِّهِ، وإنّي لَأرجو لَهُ الخَيرَ. واللّهِ، ما أدري وأنا رسولُ اللّهِ ما يُفعَلُ بِي ولا بِكُم. قالت اُمُّ العَلاءِ: فوَاللّهِ، ما اُزَكّي بَعدَهُ أحَدا. ۱
الدرّ المنثورـ به نقل از اُمّ العلاء ـ: وقتى عثمان بن مظعون مُرد، من گفتم: رحمت خدا بر تو، اى ابو السائب! گواهى مى دهم كه خداوند، تو را گرامى داشته است. پيامبر خدا فرمود: «از كجا مى دانى كه خدا، او را گرامى داشته است؟ يقين (مرگ)، از جانب پروردگارش به او رسيده و من برايش خير، اميد دارم. به خدا سوگند، من كه پيامبر خدا هستم، نمى دانم كه خداوند با من و با شما چه خواهد كرد!». اُمّ العلاء گفت: به خدا سوگند، پس از او هيچ كس را به پاكى نخواهم ستود.
۱.الدرّ المنثور: ج 7 ص 436.

احادیث دیگر این موضوع

۵