حدیث دربارهمتواضعانه نشستن بر سرِ سفره

الإمام الصادق عليه السلام:مَرَّتِ امرَأَةٌ بَذِيَّةٌ ۱ بِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وهُوَ يَأكُلُ، وهُوَ جالِسٌ عَلَى الحَضيضِ، فَقالَت: يا مُحَمَّدُ! إنَّكَ لَتَأكُلُ أكلَ العَبدِ، وتَجلِسُ جُلوسهُ! فَقالَ لَها رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: إنّي عَبدٌ، وأيُّ عَبدٍ أعبَدُ مِنّي؟! قالَت: فَناوِلني لُقمَةً مِن طَعامِكَ. فَناوَلَها، فَقالَت: لا وَاللّهِ إلَا الَّذي في فيكَ. فَأَخرَجَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله اللُّقمَةَ مِن فيهِ فَناوَلَها، فَأَكَلَتها. فَما أصابَها بَذاءٌ ۲ حَتّى فارَقَتِ الدُّنيا. ۳
امام صادق عليه السلام:روزى، پيامبر خدا روى زمين نشسته بود و غذا مى خورد كه زن بددهنى بر ايشان گذشت و گفت: اى محمّد! تو مثل بنده مى خورى و چون بنده مى نشينى! پيامبر خدا به او فرمود: «من يك بنده هستم. كدام بنده، بنده تر از من است؟». زن گفت: پس لقمه اى از غذايت را به من بده. پيامبر صلى الله عليه و آله لقمه اى به او داد. زن گفت: نه؛ لقمه اى را كه در دهانت هست، به من بده. پيامبر خدا، لقمه را از دهانش بيرون آورد و به او داد. زن آن را خورد. و از آن پس، تا زمانى كه از دنيا رفت، ديگر بدزبانى به سراغش نيامد.
۱.البَذاء: الفُحش في القول. وفلانٌ بَذِيّ اللسان (النهاية: ج 1 ص 111 «بذا»).
۲.في المحاسن: ج 2 ص 245 ح 1760 ومكارم الأخلاق: ج 8 ص 48 ح 11 «داء».
۳.الكافي: ج 6 ص 271 ح 2 عن الحسن الصيقل، بحار الأنوار: ج 66 ص 420 ح 33.

احادیث دیگر این موضوع

۱