حدیث دربارهغذايى كه آزار دهنده نباشد
السيرة النبويّة لإبن هشام عن أبي أيّوب الأنصاري:كُنّا نَصنَعُ لَهُ[صلى الله عليه و آله] العَشاءَ ثُمَّ نَبعَثُ بِهِ إلَيهِ، فَإِذا رَدَّ عَلَينا فَضلَهُ تَيَمَّمتُ ۱ أنَا واُمُّ أيّوبَ مَوضِعَ يَدِهِ، فَأَكَلنا مِنهُ؛ نَبتَغي بِذلِكَ البَرَكَةَ، حَتّى بَعَثنا إلَيهِ لَيلَةً بِعَشائِهِ وقَد جَعَلنا لَهُ بَصَلاً أو ثوما، فَرَدَّهُ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله، ولَم أرَ لِيَدِهِ فيهِ أثَرا.
قالَ: فَجِئتُهُ فَزِعا، فَقُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، بِأَبي أنتَ واُمّي رَدَدتَ عَشاءَكَ ولَم أرَ فيهِ مَوضِعَ يَدِكَ، وكُنتَ إذ رَدَدتَهُ عَلَينا تَيَمَّمتُ أنَا واُمُّ أيّوبَ مَوضِعَ يَدِكَ؛ نَبتَغي بِذلِكَ البَرَكَةَ!
قالَ: إنّي وَجَدتُ فيهِ ريحَ هذِهِ الشَّجَرَةِ، وأنَا رَجُلٌ اُناجي، فَأَمّا أنتُم فَكُلوهُ. قالَ: فَأَكَلناهُ ولَم نَصنَع لَهُ تِلكَ الشَّجَرَةَ بَعدُ. ۲
السيرة النبويّة، ابن هشامـ به نقل از ابو ايّوب انصارى ـ: [هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله تازه به مدينه آمده بود و مهمان ما بود] ما براى پيامبر خدا شام درست مى كرديم و نزد ايشان مى فرستاديم و هر گاه باقى مانده غذا را به ما بر مى گرداند، من و اُمّ ايّوب از جايى كه دستِ ايشان خورده بود، به قصد تبرّك مى خورديم.
شبى شام ايشان را فرستاديم و پياز يا سير هم به آن زده بوديم. وقتى پيامبر خدا غذا را برگرداند، اثرى از دستِ ايشان در آن نديديم. من با نگرانى نزد ايشان رفتم و گفتم: پدر و مادرم به فدايت، اى پيامبر خدا! شامتان را برگردانديد؛ ولى من، جاى دست شما را در آن نديدم، در حالى كه قبلاً وقتى بر مى گردانديد، من و امّ ايّوب به قصد تبرّك، از محلّ دست شما مى خورديم.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «ديدم بوى سير مى دهد، و من هم كسى هستم كه [با پروردگارم يا فرشتگان]نجوا مى كنم؛ ۳ امّا شما آن را بخوريد».
ما خود، آن غذا را خورديم و از آن پس، ديگر براى ايشان از سير، غذا تهيّه نكرديم.
۱.يقال: يمَّمْتُه وتيَمَّمْتُه؛ إذا قَصدتَه، وأصله التعمّد والتوخّي (النهاية: ج 5 ص 300 «يمم»).
۲.السيرة النبويّة لابن هشام: ج 2 ص 144 عن جابر بن سمرة.
۳.. ممكن است كلمه «اُناجى» در متن عربى، مجهول خوانده شود. در اين صورت، مقصود حديث، آن است كه: مردم با من نجوا مى كنند و درِ گوشى حرف مى زنند و از اين رو، ممكن است از بوى دهانم ناراحت شوند.