حدیث دربارهب / 2 . زيبايى و طراوت چهره
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَرَّ أخي عيسى عليه السلام بِمَدينَةٍ وفيها رَجُلٌ وَامرَأَةٌ يَتَصايَحانِ، فَقالَ: ما شَأنُكُما؟
قالَ [الرَّجُلُ]: يا نَبِيَّ اللّهِ، هذِهِ امرَأَتي ولَيسَ بِها بَأسٌ، صالِحَةٌ، ولكِنّي اُحِبُّ فِراقَها.
قالَ: فَأَخبِرني عَلى كُلِّ حالٍ ما شَأنُها؟
قالَ: هِيَ خَلَقَةُ ۱ الوَجهِ مِن غَيرِ كِبَرٍ.
قالَ: يَا امرَأَةُ، أتُحِبّينَ أن يَعودَ ماءُ وَجهِكِ طَريّاً؟
قالَت: نَعَم.
قالَ لَها: إذا أكَلتِ فَإِيّاكِ أن تَشبَعي ۲؛ لِأَنَّ الطَّعامَ إذا تَكاثَرَ عَلَى الصَّدرِ فَزَادَ في القَدرِ، ذَهَبَ ماءُ الوَجهِ.
فَفَعَلَت ذلِكَ، فَعادَ وَجهُها طَرِيّاً. ۳
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:برادرم عيسى عليه السلام از شهرى مى گذشت كه ديد مرد و زنى بر سرِ يكديگر فرياد مى زنند.
پرسيد: «شما را چه شده است؟».
مرد گفت: اى پيامبر خدا! اين، همسر من است. عيبى ندارد. زن خوب و شايسته اى است؛ امّا دوست دارم از او جدا شوم.
فرمود: «پس به من بگو مشكلش چيست؟».
گفت: با آن كه سنّى ندارد، پيرچهره است.
فرمود: «اى زن! آيا دوست دارى شادابى و تازگى، به چهره ات باز گردد؟».
گفت: آرى.
عيسى عليه السلام به او فرمود: «هر گاه غذا مى خورى، سعى كن سير نشوى؛ زيرا وقتى غذا در معده انباشته شود و بيش از اندازه باشد، تَر و تازگىِ چهره از بين مى رود».
آن زن چنين كرد و دوباره چهره اش شاداب شد.