حدیث دربارهخربزه

عنه صلى الله عليه و آله:عَضَّ البِطّيخَ ولا تَقطَعها قَطعا؛ فَإِنَّها فاكِهَةٌ مُبارَكَةٌ طَيِّبَةٌ، مُطَهِّرَةٌ الفَمِ، مُقَدِّسَةُ القَلبِ، تُبَيِّضُ الأَسنانَ، وتُرضِي الرَّحمنَ، ريحُها مِنَ العَنبَرِ، وماؤُها مِنَ الكَوثَرِ، ولَحمُها مِنَ الفِردَوسِ، ولَذَّتُها مِنَ الجَنَّةِ، وأكلُها مِنَ العِبادَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خربزه را دندان بزن و آن را قطعه قطعه مخور؛ چرا كه ميوه اى است خجسته، خوش، مايه پاكى دهان و تقدّس بخش دل. دندان ها را سفيد مى كند و خداى را خرسند مى سازد. بويش از عنبر و آبش از كوثر و گوشتش از پرديس است. لذّت آن از بهشت، و خوردن آن، عبادت است.
۱.. طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله: ص 8، بحار الأنوار: ج 62 ص 296.

احادیث دیگر این موضوع

۶
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بر شما باد خربزه؛ در متن عربى، واژه «البِطّيخ» آمده است. در فرهنگ هاى واژگان عربى، اين واژه را گاه به هندوانه و گاه به خربزه ترجمه كرده اند. بر اساس برداشت مترجم، اين واژه در متون قديمى، ناظر به «گونه» هندوانه و خربزه بوده است؛ امّا به نظر مؤلّف، با عنايت به فوايدى كه در احاديث براى آن ذكر شده، مقصود، خربزه است، چنان كه در لغت نامه دهخدا نيز «بطّيخ» (بدون قيد)، به معناى خربزه آمده است. از اين رو، در همه موارد، ترجمه اين واژه، مطابق با نظر مؤلّف آورده شد. م. چرا كه در آن، ده ويژگى است: خوراك است؛ نوشيدنى است؛ شست و شو دهنده است؛ در متن حديث، «اُشنان» آمده و آن، نام گياهى است كه در شست و شو به عنوان مادّه كمكى، از آن استفاده مى شده است. اين واژه، اساساً پارسى است كه به زبان عربى رفته و شكل و تلفّظ پيشين خود را نيز حفظ كرده است. م. خوش بوكننده است؛ مثانه را مى شويد؛ شكم را مى شويد؛ آب كمر را فراوان مى سازد؛ نيروى هم بسترى را مى افزايد؛ سردىِ مزاج را از ميان بر مى دارد؛ و پوست را تميز مى كند.