خربزه

7 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:عَلَيكُم بِالبِطّيخِ؛ فَإِنَّ فيهِ عَشرَ خِصالٍ: هُوَ طَعامٌ، وشَرابٌ، واُشنانٌ، ورَيحانٌ، ويَغسِلُ المَثانَةَ، ويَغسِلُ البَطنَ، ويُكثِرُ ماءَ الظَّهرِ، ويَزيدُ فِي الجِماعِ، ويَقطَعُ البُرودَةَ، ويُنَقِّي البَشَرَةَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بر شما باد خربزه؛ ۲ چرا كه در آن، ده ويژگى است: خوراك است؛ نوشيدنى است؛ شست و شو دهنده است؛ ۳ خوش بوكننده است؛ مثانه را مى شويد؛ شكم را مى شويد؛ آب كمر را فراوان مى سازد؛ نيروى هم بسترى را مى افزايد؛ سردىِ مزاج را از ميان بر مى دارد؛ و پوست را تميز مى كند.
۱.. طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله: ص 8 عن ابن عبّاس، بحار الأنوار: ج 62 ص 297؛ الفردوس: ج 3 ص 138 ح 4371 عن ابن عبّاس نحوه.
۲.در متن عربى، واژه «البِطّيخ» آمده است. در فرهنگ هاى واژگان عربى، اين واژه را گاه به هندوانه و گاه به خربزه ترجمه كرده اند. بر اساس برداشت مترجم، اين واژه در متون قديمى، ناظر به «گونه» هندوانه و خربزه بوده است؛ امّا به نظر مؤلّف، با عنايت به فوايدى كه در احاديث براى آن ذكر شده، مقصود، خربزه است، چنان كه در لغت نامه دهخدا نيز «بطّيخ» (بدون قيد)، به معناى خربزه آمده است. از اين رو، در همه موارد، ترجمه اين واژه، مطابق با نظر مؤلّف آورده شد. م.
۳.در متن حديث، «اُشنان» آمده و آن، نام گياهى است كه در شست و شو به عنوان مادّه كمكى، از آن استفاده مى شده است. اين واژه، اساساً پارسى است كه به زبان عربى رفته و شكل و تلفّظ پيشين خود را نيز حفظ كرده است. م.
عنه صلى الله عليه و آله:تَفَكَّهوا بِالبِطّيخِ؛ فَإِنَّها فاكِهَةُ الجَنَّةِ، وفيها ألفُ بَرَكَةٍ وألفُ رَحمَةٍ، وأكلُها شِفاءٌ مِن كُلِّ داءٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نياز خود به ميوه را با خربزه بر آوريد؛ چرا كه ميوه بهشت است. در آن، هزار بركت و هزار رحمت است و خوردنش شفاى هر درد است.
۱.. طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله: ص 8، بحار الأنوار: ج 62 ص 296.
عنه صلى الله عليه و آله:تَفَكَّهوا بِالبِطّيخِ؛ فَإِنَّ ماءَهُ رَحمَةٌ، وحَلاوَتَهُ مِن حَلاوَةِ الجَنَّةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نياز خود به ميوه را با خربزه بر آوريد؛ چرا كه آب آن، رحمت است و شيرينىِ آن، از شيرينى بهشت است.
۱.. مكارم الأخلاق: ج 1 ص 399 ح 1359 عن الإمام عليّ عليه السلام، بحار الأنوار: ج 66 ص 194 ح 8؛ الفردوس: ج 2 ص 57 ح 2325.
طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله:اُهدِيَ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله بِطّيخٌ مِنَ الطّائِفِ فَشَمَّهُ وقَبَّلَهُ، ثُمَّ قالَ: عَضُّوا البِطّيخَ؛ فَإِنَّهُ مِن حُلَلِ الأَرضِ، وماؤُهُ مِن رَحمَةِ اللّهِ، وحَلاوَتُهُ مِنَ الجَنَّةِ. ۱
طبّ النبىّ صلى الله عليه و آله:به پيامبر صلى الله عليه و آله خربزه اى از طائف، هديه دادند. آن را بوييد و بوسيد و سپس فرمود: «خربزه را دندان بزنيد؛ چرا كه از زيورهاى زمين است. آبش از رحمت خداوند و شيرينى اش از بهشت است».
۱.. طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله: ص 10، بحار الأنوار: ج 62 ص 298.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ما مِنِ امرَأَةٍ حامِلَةٍ أكَلَتِ البِطّيخَ، إلّا يَكونُ مَولودُها حَسَنَ الوَجهِ وَالخُلُقِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ زن باردارى نيست كه خربزه بخورد، مگر اين كه نوزادش خوش چهره و خوش خوى خواهد شد.
۱.. طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله: ص 10، بحار الأنوار: ج 62 ص 299.
عنه صلى الله عليه و آله:البِطّيخُ قَبلَ الطَّعامِ يَغسِلُ البَطنَ غَسلاً، ويَذهَبُ بِالدّاءِ أصلاً. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خربزه پيش از غذا، شكم را كاملاً مى شويد و بيمارى را از ريشه مى كَند.
۱.. تاريخ دمشق: ج 6 ص 102 وج 36 ص 141؛ طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله: ص 10 وليس فيه «غسلاً»، بحار الأنوار: ج 62 ص 299.
عنه صلى الله عليه و آله:عَضَّ البِطّيخَ ولا تَقطَعها قَطعا؛ فَإِنَّها فاكِهَةٌ مُبارَكَةٌ طَيِّبَةٌ، مُطَهِّرَةٌ الفَمِ، مُقَدِّسَةُ القَلبِ، تُبَيِّضُ الأَسنانَ، وتُرضِي الرَّحمنَ، ريحُها مِنَ العَنبَرِ، وماؤُها مِنَ الكَوثَرِ، ولَحمُها مِنَ الفِردَوسِ، ولَذَّتُها مِنَ الجَنَّةِ، وأكلُها مِنَ العِبادَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خربزه را دندان بزن و آن را قطعه قطعه مخور؛ چرا كه ميوه اى است خجسته، خوش، مايه پاكى دهان و تقدّس بخش دل. دندان ها را سفيد مى كند و خداى را خرسند مى سازد. بويش از عنبر و آبش از كوثر و گوشتش از پرديس است. لذّت آن از بهشت، و خوردن آن، عبادت است.
۱.. طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله: ص 8، بحار الأنوار: ج 62 ص 296.