حدیث دربارهروش پيامبران در روزى جُستن

الإمام عليّ عليه السلام:جُعتُ مَرَّةً بِالمَدينَةِ جَوعا شَديدا، فَخَرَجتُ أطلُبُ العَمَلَ في عَوالِي المَدينَةِ، فَإِذا أنَا بِامرَأَةٍ قَد جَمَعَت مَدَرا، فَظَنَنتُها تُريدُ بَلَّهُ، فَأَتَيتُها فَقاطَعتُها كُلَّ ذَنوبٍ عَلى تَمرَةٍ، فَمَدَدتُ سِتَّةَ عَشَرَ ذَنوبا حَتّى مَجَلَت يَدايَ، ثُمَّ أتَيتُ الماءَ فَأَصَبتُ مِنهُ، ثُمَّ أتَيتُها فَقُلتُ بِكَفَّيَّ هكَذا بَينَ يَدَيها. فَعَدَّت لي سِتَّ عَشرَةَ تَمرَةً، فَأَتَيتُ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله فَأَخبَرتُهُ، فَأَكَلَ مَعِيَ مِنها. ۱
امام على عليه السلام:يك بار در مدينه سخت گرسنه شدم. بيرون آمدم تا در حومه مدينه كارى بيابم. زنى را ديدم كه خاك گِرد مى آورد. گمان ورزيدم كه مى خواهد آن را بخيسانَد. نزد او رفتم و با وى قرار نهادم كه براى هر دَلْوِ بزرگ آب، يك خرما بستانم. آن گاه، شانزده دلو بزرگ آب بركشيدم، چندان كه دستانم تاول زد. پس نزد آب رفته، از آن برگرفتم و سپس مقابل آن زن رفتم و گفتم: «دست من، چنين شده است». پس شانزده خرما برايم برشمرد. آن گاه، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمده، او را از آن حال، آگاه كردم. او از آن خرما با من خورد.
۱.. مسند ابن حنبل: ج 1 ص 286 ح 1135؛ كشف الغمّة: ج 1 ص 175 كلاهما عن مجاهد، بحار الأنوار: ج 41 ص 33 ح 4.

احادیث دیگر این موضوع

۸