خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
حکمتنامه پیامبر اعظم(ص) ج ۱۳
موضوعات
روش پيامبران در روزى جُستن
10063. همانا داوود عليه السلام جز از دست…
حدیث درباره
روش پيامبران در روزى جُستن
حکمتنامه پیامبر اعظم(ص) ج ۱۳، ص ۲۷، ح ۱۰۰۶۳
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله
روش پيامبران در روزى جُستن
عنه صلى الله عليه و آله:
إنَّ داوودَ عليه السلام كانَ لا يَأكُلُ إلّا مِن عَمَلِ يَدِهِ.
۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:
همانا داوود عليه السلام جز از دست رنج خود نمى خورْد.
۱.
. صحيح البخاري: ج 2 ص 730 ح 1967 وج 3 ص 1256 ح 3235 نحوه وكلاهما عن أبي هريرة.
کلیدواژهها
حکمت های اقتصادی
پایه های توسعه
کار
تشویق به کار
+1 مورد دیگر
احادیث دیگر این موضوع
۸
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر آينه آن گاه كه خداوند، آدم عليه السلام را به زمين فرود آورد، به وى فرمان داد كه با دستش كِشت و كار كند و از دست رنج خويش بخورَد، حال كه بهشت و نعمت آن را پشت سر نهاده است.
الزهد، ابن مباركـ به نقل از ابو اسحاق ـ: ميان شترداران و گوسفندداران، گفتگو درگرفت و شترداران در برابر گوسفندداران، گردن افرازى كردند. خبردار شديم كه اين رويداد براى پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شد. ايشان فرمود: «موسى عليه السلام در حالى [به پيامبرى] برانگيخته شد كه گوسفند مى چرانيد؛ و داوود [هم] در حالى [به پيامبرى]برانگيخته شد كه گوسفند مى چرانيد؛ و من [نيز] در حالى برانگيخته شدم كه در [منطقه] اَجياد، براى طايفه ام گوسفند مى چرانيدم».
مسند ابن حنبلـ به نقل از ابو سعيد خُدرى ـ: شترداران و گوسفندداران، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله به يكديگر فخر مى فروختند. پيامبر خدا فرمود: «موسى عليه السلام برانگيخته شد، در حالى كه براى طايفه اش گوسفند مى چرانيد؛ و من [نيز]برانگيخته شدم، در حالى كه در [منطقه]اجياد، براى طايفه ام گوسفند مى چرانيدم».
صحيح البخارىـ به نقل از ابو هريره ـ: پيامبر خدا فرمود: «خداوند، هيچ پيامبرى را برنينگيخت، مگر آن كه گوسفند مى چرانيد». يارانش گفتند: تو نيز؟ فرمود: «آرى. من [نيز] با گرفتنِ چند قيراط (يكْ بيست و چهارم دينار)، براى مردم مكّه گوسفند مى چرانيدم».
تاريخ الطبرىـ به نقل از ابن اسحاق ـ: آن گاه كه راستْ گفتارى، امانتدارى و والا منشىِ پيامبر خدا براى خديجه عليهاالسلام مسلّم گشت، فرستاده اى نزد وى گسيل داشت و به وى پيشنهاد كرد كه دارايى اش را براى بازرگانى به شام ببرد. پيامبر خدا پذيرفت و با دارايى او بِدان مقصد، روان شد.
امام على عليه السلام:يك بار در مدينه سخت گرسنه شدم. بيرون آمدم تا در حومه مدينه كارى بيابم. زنى را ديدم كه خاك گِرد مى آورد. گمان ورزيدم كه مى خواهد آن را بخيسانَد. نزد او رفتم و با وى قرار نهادم كه براى هر دَلْوِ بزرگ آب، يك خرما بستانم. آن گاه، شانزده دلو بزرگ آب بركشيدم، چندان كه دستانم تاول زد. پس نزد آب رفته، از آن برگرفتم و سپس مقابل آن زن رفتم و گفتم: «دست من، چنين شده است». پس شانزده خرما برايم برشمرد. آن گاه، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمده، او را از آن حال، آگاه كردم. او از آن خرما با من خورد.
امام صادق عليه السلام:امير مؤمنان ـ كه درودهاى خداوند بر او باد ـ بيل مى زد و زمين ها را براى كشت آماده مى كرد؛ و پيامبر صلى الله عليه و آله هسته خرما را با دهان خويش مى مكيد و آن را مى كاشت و همان هنگام، خرمابُن شكوفه بر مى آورد. و هر آينه امير مؤمنان، هزار بنده را از مال و دست رنج خويش آزاد فرمود.
المصنّف، ابن ابى شيبهـ به نقل از عبد الرحمان بن ابى ليلى ـ: گروهى از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله نزد ايشان آمدند. پيامبر صلى الله عليه و آله در پى زنان خويش فرستاد؛ امّا نزد هيچ يك از ايشان چيزى [براى پذيرايى از ميهمانانش] نيافت. در همين حال بودند كه ديدند على عليه السلام روى مى آورَد، در حالى كه ژوليده موى و غبارآلود است و بر دوشش حدود سه كيلو خرماست كه با دست خويش كاشته و برداشته است. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «درود بر اين بار برنده و آن بار!». سپس على عليه السلام را نشاند و از سرش خاك بر گرفت و فرمود: «درود بر ابوتراب!». پس او را نزديك تر فرا بُرد. آن گاه، همه خوردند تا بيرون شدند. سپس براى هر يك از همسرانش، مقدارى فرستاد.
حدیث 10062
موضوع
حدیث 10064