حكمت تنگنايى و گشايش روزى

14 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:يَقولُ اللّهُ عز و جل: إنّي لَم اُغنِ الغَنِيَّ لِكَرامَةٍ بِهِ عَلَيَّ، ولكِنَّهُ مِمَّا ابتَلَيتُ بِهِ الأَغنِياءَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل مى فرمايد: «هر آينه من، توانگر را بدان جهت كه نزدم كرامتى دارد، توانگرى نبخشيده ام؛ بلكه براى مبتلا ساختنِ توانگران است».
۱.. تاريخ اليعقوبي: ج 2 ص 91، بحار الأنوار: ج 72 ص 26 ح 22.
عنه صلى الله عليه و آله:المالُ فيهِ خَيرٌ و شَرٌّ؛ فيهِ حَملُ الكَلِّ وصِلَةُ الرَّحِمِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در مال، هم خير است و هم شر. با آن به حمل بار ديگران مى توان پرداخت، و نيز با خويشان مى توان پيوند برقرار كرد.
۱.. نثر الدرّ: ج 1 ص 236.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ تَعالى لَيَبتَلِي العَبدَ بِالرِّزقِ لِيَنظُرَ كَيفَ يَعمَلُ؛ فَإِن رَضِيَ بورِكَ لَهُ، وإن لَم يَرضَ لَم يُبارَك لَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:همانا خداى متعال، بنده را با روزى دادن آزمايش مى كند تا درنگرد كه وى چگونه عمل مى كند. اگر بنده از آن خشنود باشد، روزى اش بركت مى يابد و اگر خشنود نباشد، روزى اش بى بركت مى گردد.
۱.. حلية الأولياء: ج 2 ص 213 عن عبد اللّه بن الشخير.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ يَبتَلي عَبدَهُ بِما أعطاهُ، فَمَن رَضِيَ بِما قَسَمَ اللّهُ عز و جل لَهُ بارَكَ اللّهُ لَهُ فيهِ ووَسَّعَهُ، ومَن لَم يَرضَ لَم يُبارِك لَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر آينه خداوند ـ تبارك و تعالى ـ بنده خويش را با آنچه به وى عطا مى فرمايد، آزمايش مى كند. اگر به آنچه خدا قسمتش فرموده، راضى باشد، خداوند به وى بركت و گشايش مى بخشد؛ و اگر راضى نباشد، خداوند عز و جل به او بركت نمى دهد.
۱.. مسند ابن حنبل: ج 7 ص 282 ح 20301 عن أبي العلاء بن الشِخّير عن أحد بني سليم.
الدعوات عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إذا أحَبَّ اللّهُ عَبدا اِبتَلاهُ، فَإِذا أحَبَّهُ (اللّهُ) الحُبَّ البالِغَ اقتَناهُ. قالوا: ومَا اقتِناؤُهُ؟ قالَ: أن لا يَترُكَ لَهُ مالاً ولا وَلَدا. ۱
الدعوات:پيامبر خدا فرمود: «هر گاه خداوند، بنده اى را دوست بدارد، مبتلايش مى سازد و هر گاه او را بسيار دوست بدارد، وى را در هم گيرد». پرسيدند: در هم گرفتن وى چگونه است؟ فرمود: «بدين گونه است كه برايش هيچ دارايى و فرزندى نمى گذارد».
۱.. الدعوات: ص 166 ح 461؛ شرح نهج البلاغة: ج 18 ص 318.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:قالَ اللّهُ عز و جل: وعِزَّتي وجَلالي! لا اُخرِجُ عَبدا مِنَ الدُّنيا وأنَا اُريدُ أن أرحَمَهُ حَتّى أستَوفِيَ مِنهُ كُلَّ خَطيئَةٍ عَمِلَها؛ إمّا بِسُقمٍ في جَسَدِهِ، وإمّا بِضيقٍ في رِزقِهِ، وإمّا بِخَوفٍ في دُنياهُ، فَإِن بَقِيَت عَلَيهِ بَقِيَّةٌ شَدَّدتُ عَلَيهِ عِندَ المَوتِ. وعِزَّتي وجَلالي! لا اُخرِجُ عَبدا مِنَ الدُّنيا وأنَا اُريدُ أن اُعَذِّبَهُ حَتّى اُوَفِّيَهُ كُلَّ حَسَنَةٍ عَمِلَها؛ إمّا بِسَعَةٍ في رِزقِهِ، وإمّا بِصِحَّةٍ في جِسمِهِ، وإمّا بِأَمنٍ في دُنياهُ، فَإِن بَقِيَت عَلَيهِ بَقِيَّةٌ هَوَّنتُ عَلَيهِ بِهَا المَوتَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل فرموده است: «به سرفرازى و شكوهم سوگند، بنده اى را كه بخواهم بر وى رحمت آورم، از دنيا بيرون نمى آورم، مگر آن كه هر گناهى را كه مرتكب شده، از وى مى زُدايم، و آن، چنين است كه يا تنش را بيمار مى كنم و يا روزى اش را تنگ مى سازم و يا در دنيا به هراس دچارش مى كنم. اگر باز هم گناهى بر او باقى ماند، هنگام مرگ بر وى سخت مى گيرم. به سرفرازى و شكوهم سوگند، بنده اى را كه بخواهم به عذاب دچار سازم، از دنيا بيرون نمى آورم، مگر آن كه هر كار نيكى را كه مرتكب شده، از وى مى گيرم، و آن، چنين است كه يا روزى اش را گشايش مى بخشم و يا تنش را سلامت مى دارم و يا در دنيا برايش امنيت فراهم مى آورم، و اگر باز هم باقى ماند، به سبب آن، مرگ را بر وى آسان مى سازم».
۱.. الكافي: ج 2 ص 444 ح 3 عن ابن القدّاح عن الإمام الصادق عليه السلام.
عنه صلى الله عليه و آله:إذا رَأَيتُمُ الرَّجُلَ ألَمَّ اللّهُ بِهِ الفَقرَ وَالمَرَضَ؛ فَإِنَّ اللّهَ تَعالى يُريدُ أن يُصافِيَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه كسى را ديديد كه خدا، فقر و بيمارى را بر وى وارد فرموده، [بدانيد كه]هر آينه خداى متعال مى خواهد با وى صفا ورزد.
۱.. الفردوس: ج 1 ص 261 ح 1015 عن الإمام عليّ عليه السلام.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ المُؤمِنَ إذا قارَفَ الذُّنوبَ وَابتُلِيَ بِهَا، ابتُلِيَ بِالفَقرِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:همانا هر گاه مؤمن به گناهان دست يازد و بدانها گرفتار گردد، به فقر مبتلا خواهد شد.
۱.. مشكاة الأنوار: ص 175 ح 452 عن أبي الجارود عن الإمام الباقر عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 67 ص 237 ح 54.
عنه صلى الله عليه و آله:يَقولُ اللّهُ عز و جل:. رُبَّما سَأَلَني وَلِيِّيَ المُؤمِنُ الغِنى فَأَصرِفُهُ إلَى الفَقرِ، ولَو صَرَفتُهُ إلَى الغِنى لَكانَ شَرّا لَهُ؛ ورُبَّما سَأَلَني وَلِيِّيَ المُؤمِنُ الفَقرَ فَأَصرِفُهُ إلَى الغِنى ولَو صَرَفتُهُ إلَى الفَقرِ لَكانَ شَرّا لَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند مى فرمايد: «. بسا كه دوست مؤمنم از من توانگرى مى خواهد؛ امّا من به وى فقر مى دهم، كه اگر توانگرى اش دهم، براى او شرّ است؛ و بسا كه دوست مؤمنم از من فقر مى خواهد؛ امّا من به وى توانگرى مى دهم، كه اگر به او فقر دهم، براى او شرّ است!».
۱.. المعجم الكبير: ج 12 ص 113 ح 12719 عن ابن عبّاس.
عنه صلى الله عليه و آله:قالَ اللّهُ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ:. إنَّ مِن عِبادِيَ المُؤمِنينَ لَمَن لَم يَصلُح إيمانُهُ إلّا بِالفَقرِ، ولَو أغنَيتُهُ لَأَفسَدَهُ ذلِكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند ـ تبارك و تعالى ـ فرموده است: «. همانا از بندگان مؤمن من، كسى است كه ايمانش جز با فقر سامان نمى يابد؛ و اگر توانگرش سازم، همين او را به فساد مى كشانَد».
۱.. علل الشرايع: ص 12 ح 7 عن أنس، بحار الأنوار: ج 5 ص 284 ح 3؛ الأولياء لابن أبي الدنيا: ص 9 ح 1 عن أنس نحوه.
عنه صلى الله عليه و آله:أتاني جَبرَئيلُ فَقالَ: يا مُحَمَّدُ، رَبُّكَ يَقرَأُ عَلَيكَ السَّلامَ ويَقولُ: إنَّ مِن عِبادي مَن لا يَصلُحُ إيمانُهُ إلّا بِالغِنى، ولَو أفقَرتُهُ لَكَفَرَ؛ وإنَّ مِن عِبادي مَن لا يَصلُحُ إيمانُهُ إلّا بِالفَقرِ، ولَو أغنَيتُهُ لَكَفَرَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:جبرئيل عليه السلام نزد من آمد و گفت: «اى محمّد! پروردگارت بر تو درود مى فرستد و مى فرمايد: همانا از بندگان من، كسى است كه ايمانش جز با توانگرى سامان نمى يابد و اگر فقيرش سازم، كافر مى گردد؛ و نيز از بندگان من، كسى است كه ايمانش جز با فقر سامان نمى يابد و اگر توانگرش سازم، كافر مى گردد».
۱.. تاريخ بغداد: ج 6 ص 15 الرقم 3044 عن عمر بن الخطّاب.
عنه صلى الله عليه و آله:قالَ اللّهُ عز و جل:. إنَّ مِن عِبادِيَ المُؤمِنينَ لَعِبادا لا يَصلُحُ لَهُم أمرُ دينِهِم إلّا بِالفاقَةِ وَالمَسكَنَةِ وَالسُّقمِ في أبدانِهِم، فَأَبلوهُم بِالفاقَةِ وَالمَسكَنَةِ وَالسُّقمِ فَيَصلُحُ عَلَيهِم أمرُ دينِهِم، وأنَا أعلَمُ بِما يَصلُحُ عَلَيهِ أمرُ دينِ عِبادِيَ المُؤمِنينَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل فرموده است: «. هر آينه از بندگان مؤمن من، كسانى هستند كه كار دينشان برايشان به سامان نمى آيد، جز به اين كه در فقر و تنگ دستى و بيمارى به سر برند. پس ايشان را به فقر و تنگ دستى و بيمارى مبتلا مى كنم تا بدين سان، كار دينشان برايشان سامان يابد؛ و من آگاه ترم كه كار دين بندگان مؤمنم، به چه چيزْ سامان مى يابد».
۱.. الكافي: ج 2 ص 60 ح 4 عن أبي عبيدة الحذّاء عن الإمام الباقر عليه السلام، بحار الأنوار: ج 71 ص 151 ح 53 وج 81 ص 193 نقلاً عن عدّة الداعي عن أبي الصباح عن الإمام الصادق عليه السلام نحوه.
عنه صلى الله عليه و آله:قالَ اللّهُ عز و جل: لَولا أنّي أستَحيي مِن عَبدِيَ المُؤمِنِ، ما تَرَكتُ عَلَيهِ خِرقَةً يَتَوارى بِها، وإذا أكمَلتُ لَهُ الإِيمانَ ابتَلَيتُهُ بِضَعفٍ في قُوَّتِهِ، وقِلَّةٍ في رِزقِهِ، فَإِن هُوَ جَزِعَ أعَدتُ عَلَيهِ، وإن صَبَرَ باهَيتُ بِهِ مَلائِكَتي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل فرموده است: «اگر از بنده مؤمن خويش حيا نمى ورزيدم، برايش [حتّى]زيرجامه اى نمى نهادم كه خود را با آن بپوشاند؛ و چون [بخواهم]ايمانش را كمال بخشم، به كم توانى و اندكىِ روزى مبتلايش مى سازم. اگر بى تابى كند، ديگر بار مبتلايش مى سازم و اگر شكيبايى پيشه كند، با او بر فرشتگان مباهات مى ورزم».
۱.. الأمالي للطوسي: ص 306 ح 613 عن داوود الرقّي عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 72 ص 50 ح 61.
الإمام الباقر عليه السلام:لَمّا اُسرِيَ بِالنَّبِيِّ صلى الله عليه و آله قالَ: يا رَبِّ، ما حالُ المُؤمِنِ عِندَكَ؟ قالَ:. وإنَّ مِن عِبادِيَ المُؤمِنينَ مَن لا يُصلِحُهُ إلَا الغِنى، ولَو صَرَفتُهُ إلى غَيرِ ذلِكَ لَهَلَكَ؛ وإنَّ مِن عِبادِيَ المُؤمِنينَ مَن لا يُصلِحُهُ إلَا الفَقرُ، ولَو صَرَفتُهُ إلى غَيرِ ذلِكَ لَهَلَكَ. ۱
امام باقر عليه السلام:آن گاه كه پيامبر صلى الله عليه و آله به معراج برده شد، گفت: پروردگارا! مؤمن، نزد تو چه حالى دارد؟ فرمود: «. از بندگان مؤمن من، كسى است كه جز توانگرى، به صلاح او نيست و اگر او را به حالى جز آن بدارم، تباه مى گردد؛ و از بندگان مؤمن من، كسى است كه جز فقر، به صلاح او نيست و اگر او را به حالى جز آن بدارم، تباه مى شود».
۱.. الكافي: ج 2 ص 352 ح 8 عن أبان بن تغلب.