حدیث دربارهتجديد حيات برادرىِ دينى در آخِرْ زمان

الإمام الباقر عليه السلام:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ذاتَ يَومٍ وعِندَهُ جَماعَةٌ مِن أصحابِهِ: اللّهُمَّ لَقِّني إخواني ـ مَرَّتَينِ ـ. فَقالَ مَن حَولَهُ مِن أصحابِهِ: أما نَحنُ إخوانُكَ يا رَسولَ اللّهِ؟! فَقالَ: لا، إنَّكُم أصحابي، وإخواني قَومٌ مِن ۱ آخِرِ الزَّمانِ آمَنوا بي ولَم يَرَوني، لَقَد عَرَّفَنيهِمُ اللّهُ بِأَسمائِهِم وأسماءِ آبائِهِم مِن قَبلِ أن يُخرِجَهُم مِن أصلابِ آبائِهِم وأرحامِ اُمَّهاتِهِم، لَأَحَدُهُم أشَدُّ بَقِيَّةً عَلى دينِهِ مِن خَرطِ القَتادِ ۲ فِي اللَّيلَةِ الظَّلماءِ، أو كَالقابِضِ على جَمرِ الغَضى ۳، اُولئِكَ مَصابيحُ الدُّجى، يُنجيهِمُ اللّهُ مِن كُلِّ فِتنَةٍ غَبراءَ مُظلِمَةٍ. ۴
امام باقر عليه السلام:روزى پيامبر خدا، در حالى كه جماعتى از يارانش نزد ايشان بودند، دو بار فرمود: «بارخدايا! مرا با برادرانم ملاقات ده». يارانش كه پيرامون ايشان بودند، گفتند: مگر ما برادران تو نيستيم، اى پيامبر خدا؟! فرمود: «نه، شما ياران منيد. برادران من، مردمانى از آخِرْ زمان هستند كه با آن كه مرا نديده اند، به من ايمان آورده اند. خداوند، آنان را پيش از آن كه از پشت پدرانشان و رَحِم مادرانشان بيرون آورد، با نام و نام پدرانشان به من شناسانْد. هر يك از ايشان، بر دينش پايدارتر است از [پايدارى بر] فرو ماليدن شاخ و برگ خار مغيلان با دست در شب تار، يا همانند كسى هستند كه اخگرِ چوب درخت شوره گز را در دست گرفته باشد. آنان، چراغ هاى تاريكى اند. خداوند، ايشان را از هر فتنه تيره و تار، مى رهانَد».
۱.في بحار الأنوار: «في»، وهو الأصوب.
۲.القَتاد: شجر له شَوك، وفي المثل: «ومن دونه خَرط القَتاد» (الصحاح: ج 2 ص 521 «قتد»).
۳.الغَضَى: شجرٌ، من الأثل، خشبُه من أصلب الخَشَب، وجمره يبقى زمانا طويلاً لاينطفئ (المعجم الوسيط: ج 2 ص 655 «غضى»).
۴.بصائر الدرجات: ص 84 ح 4 عن أبي بصير، بحارالأنوار: ج 52 ص 123 ح 8.

احادیث دیگر این موضوع

۷
صحيح مسلمـ به نقل از ابو هُرَيره ـ: پيامبر خدا به قبرستان رفت و فرمود: «درود بر شما، اى ساكنان سراى گروه مؤمنان! ما نيز به خواست خدا، به شما خواهيم پيوست. دوست داشتم كه برادرانمان را مى ديديم». گفتند: مگر ما برادران تو نيستيم، اى پيامبر خدا؟ فرمود: «شما ياران منيد. برادران ما، آن كسانى هستند كه هنوز [به دنيا]نيامده اند». گفتند: اى پيامبر خدا! چگونه كسانى از امّتت را كه هنوز نيامده اند، مى شناسى؟ فرمود: «به نظر شما، اگر مردى از ميان رَمه اى از اسبان سياه يك دست، اسبى با چهره و پاهاى سفيد داشته باشد، اسبش را نمى شناسد؟». گفتند: چرا، اى پيامبر خدا! فرمود: «آنان نيز در حالى مى آيند كه بر اثر وضو، چهره ها و پاهايشان سپيد است، و من پيشرو . فَرَط كه در متن عربى حديث آمده، يعنى: آن كه بر قوم خود در رفتن به سوى آب، پيشى جويد. آن كه جلوتر از قافله برود و براى آنان ريسمان ها و دلوها را آماده سازد و از چاه، آب بكشد و مَشك ها را پُرآب كند (لسان العرب: ذيل «فرط»). آنان بر كنار حوض [كوثر] هستم. بدانيد كه مردانى از حوض من، دور رانده مى شوند ـ چنان كه اُشتر گم شده، دور رانده مى شود ـ و من صدايشان مى زنم: هان! بياييد!؛ امّا گفته مى شود: اينان پس از تو، [دين و آيين تو را] تغيير دادند. پس من مى گويم: دور شويد، دور شويد!».