حدیث دربارهتجديد حيات برادرىِ دينى در آخِرْ زمان

الدرّ المنثور عن أنس:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: لَيتَني قَد لَقيتُ إخواني. فَقالَ لَهُ رَجُلٌ مِن أصحابِهِ: أوَلَسنا إخوانَكَ؟ قالَ: بَلى، أنتُم أصحابي، وإخواني قَومٌ يَأتونَ مِن بَعدي يُؤمِنونَ بي ولَم يَرَوني. ثُمَّ قَرَأَ: «الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَوةَ» ۱. ۲
الدرّ المنثورـ به نقل از اَنس ـ: پيامبر خدا فرمود: «كاش برادرانم را ملاقات مى كردم!». مردى از يارانش گفت: آيا ما برادران تو نيستيم؟ فرمود: «آرى. شما ياران منيد؛ [امّا] برادران من، مردمانى هستند كه پس از من مى آيند و به من ايمان مى آورند، در حالى كه مرا نديده اند». سپس اين آيه را تلاوت كرد: «كسانى كه به غيب، ايمان مى آورند و نماز مى گزارند» .
۱.البقرة: 3.
۲.الدرّ المنثور: ج 1 ص 67 نقلاً عن ابن عساكر.

احادیث دیگر این موضوع

۷
صحيح مسلمـ به نقل از ابو هُرَيره ـ: پيامبر خدا به قبرستان رفت و فرمود: «درود بر شما، اى ساكنان سراى گروه مؤمنان! ما نيز به خواست خدا، به شما خواهيم پيوست. دوست داشتم كه برادرانمان را مى ديديم». گفتند: مگر ما برادران تو نيستيم، اى پيامبر خدا؟ فرمود: «شما ياران منيد. برادران ما، آن كسانى هستند كه هنوز [به دنيا]نيامده اند». گفتند: اى پيامبر خدا! چگونه كسانى از امّتت را كه هنوز نيامده اند، مى شناسى؟ فرمود: «به نظر شما، اگر مردى از ميان رَمه اى از اسبان سياه يك دست، اسبى با چهره و پاهاى سفيد داشته باشد، اسبش را نمى شناسد؟». گفتند: چرا، اى پيامبر خدا! فرمود: «آنان نيز در حالى مى آيند كه بر اثر وضو، چهره ها و پاهايشان سپيد است، و من پيشرو . فَرَط كه در متن عربى حديث آمده، يعنى: آن كه بر قوم خود در رفتن به سوى آب، پيشى جويد. آن كه جلوتر از قافله برود و براى آنان ريسمان ها و دلوها را آماده سازد و از چاه، آب بكشد و مَشك ها را پُرآب كند (لسان العرب: ذيل «فرط»). آنان بر كنار حوض [كوثر] هستم. بدانيد كه مردانى از حوض من، دور رانده مى شوند ـ چنان كه اُشتر گم شده، دور رانده مى شود ـ و من صدايشان مى زنم: هان! بياييد!؛ امّا گفته مى شود: اينان پس از تو، [دين و آيين تو را] تغيير دادند. پس من مى گويم: دور شويد، دور شويد!».