حدیث دربارهتجديد حيات برادرىِ دينى در آخِرْ زمان

الأمالي للمفيد عن عوف بن مالك:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ذاتَ يَومٍ: يا لَيتَني قَد لَقيتُ إخواني! فَقالَ لَهُ أبوبَكرٍ وعُمَرُ: أَوَلَسنا إخوانَكَ؟ آمَنّا بِكَ وهاجَرنا مَعَكَ؟! قالَ صلى الله عليه و آله: قَد آمَنتُم وهاجَرتم، ويا لَيتَني قَد لَقيتُ إخواني. فَأَعادَا القَولَ. فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أنتُم أصحابي، ولكِن إخوانِيَ الَّذينَ يَأتونَ مِن بَعدِكُم؛ يُؤمِنونَ بي ويُحِبّونّي ويَنصُرونّي ويُصَدِّقونّي وما رَأَوني، فَيا لَيتَني قَد لَقيتُ إخواني! ۱
الأمالى، مفيدـ به نقل از عوف بن مالك ـ: روزى پيامبر خدا فرمود: «اى كاش برادرانم را مى ديديم!». ابو بكر و عمر گفتند: مگر ما برادران تو نيستيم؟ به تو ايمان آورديم و با تو هجرت كرديم. فرمود: «البته شما ايمان آورديد و هجرت كرديد؛ [ولى] اى كاش برادرانم را ملاقات مى كردم!». آن دو، سخن خود را تكرار كردند. پيامبر خدا فرمود: «شما ياران منيد؛ امّا برادران من، آن كسانى هستند كه بعد از شما مى آيند، به من ايمان مى آورند و دوستم مى دارند و يارى ام مى رسانند و تصديقم مى كنند، در حالى كه مرا نديده اند. پس اى كاش برادرانم را ملاقات مى كردم!».
۱.الأمالي للمفيد: ص 63 ح 9، بحارالأنوار: ج 52 ص 132 ح 36.

احادیث دیگر این موضوع

۷
صحيح مسلمـ به نقل از ابو هُرَيره ـ: پيامبر خدا به قبرستان رفت و فرمود: «درود بر شما، اى ساكنان سراى گروه مؤمنان! ما نيز به خواست خدا، به شما خواهيم پيوست. دوست داشتم كه برادرانمان را مى ديديم». گفتند: مگر ما برادران تو نيستيم، اى پيامبر خدا؟ فرمود: «شما ياران منيد. برادران ما، آن كسانى هستند كه هنوز [به دنيا]نيامده اند». گفتند: اى پيامبر خدا! چگونه كسانى از امّتت را كه هنوز نيامده اند، مى شناسى؟ فرمود: «به نظر شما، اگر مردى از ميان رَمه اى از اسبان سياه يك دست، اسبى با چهره و پاهاى سفيد داشته باشد، اسبش را نمى شناسد؟». گفتند: چرا، اى پيامبر خدا! فرمود: «آنان نيز در حالى مى آيند كه بر اثر وضو، چهره ها و پاهايشان سپيد است، و من پيشرو . فَرَط كه در متن عربى حديث آمده، يعنى: آن كه بر قوم خود در رفتن به سوى آب، پيشى جويد. آن كه جلوتر از قافله برود و براى آنان ريسمان ها و دلوها را آماده سازد و از چاه، آب بكشد و مَشك ها را پُرآب كند (لسان العرب: ذيل «فرط»). آنان بر كنار حوض [كوثر] هستم. بدانيد كه مردانى از حوض من، دور رانده مى شوند ـ چنان كه اُشتر گم شده، دور رانده مى شود ـ و من صدايشان مى زنم: هان! بياييد!؛ امّا گفته مى شود: اينان پس از تو، [دين و آيين تو را] تغيير دادند. پس من مى گويم: دور شويد، دور شويد!».