حدیث دربارهمسجد پيامبر صلى الله عليه و آله

عنه صلى الله عليه و آله:مَن خَرَجَ عَلى طُهرٍ، لا يُريدُ إلّا مَسجِدي هذا لِيُصَلِّيَ فيهِ كانَ بِمَنزِلَةِ حَجَّةٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس با طهارتْ بيرون آيد و قصدى جز آمدن به اين مسجدِ مرا نداشته باشد تا در آن نماز بخواند، [اين كارش] مانند گزاردن يك حجّ است.
۱.التاريخ الكبير: ج 8 ص 379 الرقم 3389 عن سهل بن حُنيف.

احادیث دیگر این موضوع

۸
امام صادق عليه السلام:پيامبر خدا، [ديوار] مسجد خويش را با خشت هاى چيده شده همانند ساخت. چون مسلمانان افزايش يافتند، گفتند: اى پيامبر خدا! كاش فرمان بدهى بر مسجد بيفزايند! فرمود: «باشد» و دستور داد بر آن افزودند و آن را با يك خشت و نيمْ خشت بنا كرد. باز هم، مسلمانان افزايش يافتند و گفتند: اى پيامبر خدا! كاش دستور بدهى مسجد را بزرگ كنند! فرمود: «باشد» و دستور داد آن را بزرگ كردند و ديوار آن را با خشت هاى به طول و عرض چيده شده، بنا كرد. سپس گرما بر آنان شدّت يافت. گفتند: اى پيامبر خدا! كاش دستور مى دادى سايه بانى بر مسجد مى زدند! [پيامبر صلى الله عليه و آله] دستور داد تا ستون هايى از تنه درخت خرما بر پا كردند و سپس چوب هاى پهن، شاخ و برگ خرما و اِذخِر . نوعى گياهِ خشك سبز، گورگياه (فرهنگ لاروس). بر آن افكندند و در آن به سر بردند، تا آن كه باران ها به آنان رسيد و از مسجد بر آنان مى چكيد. گفتند: اى پيامبر خدا! كاش فرمان دهى مسجد را گِل اندود كنند! فرمود: «نه؛ بلكه سايه بانى همچون سايه بان موسى» و چنين بود، تا آن كه پيامبر خدا از دنيا رفت. ديوار مسجد، پيش از آن كه سايه بان بر آن بزنند، به اندازه قامت بود. هر گاه كه سايه به اندازه يك ذراع ـ كه به اندازه آغل بُز بود ـ مى رسيد، [پيامبر صلى الله عليه و آله] نماز ظهر را مى خواند. وقتى سايه دو برابر آن مى شد، نماز عصر را مى خواند.