خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
حکمتنامه پیامبر اعظم(ص) ج ۱۲
موضوعات
جنگ بدرِ بزرگ
9144. در جنگ بدر، چهره ياران پيامبر خدا،…
حدیث درباره
جنگ بدرِ بزرگ
حکمتنامه پیامبر اعظم(ص) ج ۱۲، ص ۱۳، ح ۹۱۴۴
امام علی علیهالسلام
جنگ بدرِ بزرگ
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:
سِيماءُ أصحابِ رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَومَ بَدرٍ الصُّوفُ الأبيضُ.
۱
امام على عليه السلام:
در جنگ بدر، چهره ياران پيامبر خدا، مانند پشمِ سفيد (نورانى) بود.
۱.
كنز العمّال: ج 10 ص 397 ح 29942.
کلیدواژهها
بهشت
نام های بهشت
کلیدهای بهشت
جهاد
+2 مورد دیگر
احادیث دیگر این موضوع
۸
كنز العمّالـ به نقل از اَنَس ـ: [پس از تمام شدن جنگ بدر] پيامبر خدا [خطاب به كشته شدگان كُفّار كرد و] فرمود: «اى ابو جهل، اى عُتبه، اى شيبه، اى اُميّه! آيا وعده پروردگارتان راست بود؟ من كه وعده پروردگارم را راست يافتم». عمر گفت: اى پيامبر خدا! با پيكرهايى بى جان، سخن مى گويى؟ فرمود: «سوگند به آن كه جانم در دست اوست، سخن مرا همچنان كه شما مى شنويد، آنها نيز مى شنوند، منتها آنان نمى توانند پاسخ بدهند».
الأمالى، طوسىـ به نقل از ابن عبّاس ـ: پيامبر خدا، بالاى سرِ كشتگان بدر ايستاد و فرمود: «خداوند با گروهى اندك، كيفرتان داد. شما، منِ راستگو را دروغزن شمرديد و منِ امين را خائن پنداشتيد». آن گاه، رو به [جنازه]ابوجهل بن هشام كرد و فرمود: «اين مرد در برابر خدا از فرعون سركش تر بود؛ زيرا فرعون، وقتى يقين كرد كه در چنگال مرگ گرفتار آمده است، به يگانگى خدا ايمان آورد؛ امّا اين مرد، هنگامى هم كه يقين كرد كه به هلاكت مى رسد، باز هم لات و عزّا را خواند».
كنز العمّالـ به نقل از اَنَس ـ: عمر درباره اهل بدر براى ما سخن به ميان آورد و گفت: پيامبر خدا، روز قبل از شروع جنگ، قتلگاه مشركان را به ما نشان مى داد و مى فرمود: «فردا، به خواست خدا، فلانى در اين جا به خاك مى افتد و فلانى در اين جا». جنگ كه شروع شد، آن افراد در همان جايى كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده بود، به خاك مى افتادند. من به پيامبر خدا گفتم: سوگند به آن كه تو را به حق مبعوث كرد، آن افراد در همان جايى كه فرموده بودى، به خاك افتاده اند. ايشان، سپس دستور داد كه جنازه آنها را در جايى انداختند. آن گاه به طرف آنان رفت و فرمود: «اى فلان، اى فلان! آيا آنچه را خداوند به شما وعده داده بوديد، راست يافتيد؟ من كه آنچه را خدا به من وعده داده بود، راست يافتم». من گفتم: اى پيامبر خدا! با افرادى كه به لاشه اى تبديل شده اند، سخن مى گويى؟ فرمود: «همچنان كه شما سخن مرا مى شنويد، آنها نيز مى شنوند، منتها آنان قادر به پاسخ دادن نيستند».
كنز العمّالـ به نقل از عمر بن خطّاب ـ: در روز بدر، پيامبر صلى الله عليه و آله به ياران خود نگريست كه سيصد و چند تن بودند و به مشركان نگاه كرد و ديد كه بيش از هزار نفرند. پس در حالى كه ردا و اِزارى بر تن داشت، رو به قبله ايستاد و دست هايش را به جانب آن كشيد و گفت: «بار خدايا! وعده اى را كه به من داده اى، عملى گردان. بار خدايا! وعده اى را كه به من داده اى، عملى گردان. بار خدايا! اگر اين گروه را از اسلام بگيرى، ديگر هرگز بر روى زمين، پرستش نخواهى شد.». در اين هنگام، خداوند متعال، آيه «آن گاه كه از پروردگارتان يارى مى خواستيد، پس دعاى شما را اجابت كرد كه: «من، شما را با هزار فرشته پياپى، يارى خواهم كرد»» را نازل فرمود.
مجمع البيان:درباره آيه «آن گاه كه از پروردگارتان يارى مى خواستيد.» ـ: وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله شمار فراوانِ مشركان و اندك بودن تعداد مسلمانان را ديد، رو به قبله كرد و گفت: «بار خدايا! وعده اى را كه به من داده اى، به كار بند. بار خدايا! اگر اين گروه را از بين ببرى، ديگر در روى زمين، پرستش نخواهى شد». ايشان، در حالى كه دست هاى خود را به سوى آسمان كشيده بود، پيوسته اين جمله را مى گفت، چندان كه رداى او از شانه هايش افتاد. پس خداوند متعال، اين آيه را نازل فرمود: «آن گاه كه از پروردگارتان يارى مى خواستيد پس دعاى شما را اجابت كرد كه: «من، شما را با هزار فرشته پياپى، يارى خواهم كرد»» .
امام على عليه السلام:در جنگ بدر، ما خود را در پناه پيامبر خدا قرار مى داديم و ايشان از همه ما به دشمن نزديك تر بود و در آن روز، از همه شجاعت بيشترى نشان مى داد.
امام على عليه السلام:در شب جنگ بدر، پيامبر خدا نماز مى خواند و مى گفت: «بار خدايا! اگر اين گروه (مسلمانان) را نابود كنى، ديگر بندگى نخواهى شد». در آن شب بر آنان باران باريد.
امام على عليه السلام:زمانى كه در جنگ بدر شركت كرديم، جز مقداد بن اَسوَد، سواره ديگرى در ميان ما نبود. در شب جنگ بدر، هر كه با ما بود، خوابيد، مگر پيامبر خدا كه در زير درختى ايستاده بود و تا صبح، نماز مى خواند و دعا مى كرد.
حدیث 9143
موضوع
حدیث 9145