ممنوعيّتِ از بين بردن ايمنى حرم

2 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ يَومَ فَتحِ مَكَّةَ ـ: إنَّ اللّهَ حَرَّمَ مَكَّةَ يَومَ خَلَقَ السَّماواتِ والأَرضَ، وهِيَ حَرامٌ إلى أن تَقومَ السَّاعَةُ، لَم تَحِلَّ لِأَحَدٍ قَبلي، ولا تَحِلُّ لِأَحَدٍ بَعدي، ولَم تَحِلَّ لي إلّا ساعَةً مِن نَهارٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در روز فتح مكّه ـ: خداوند، روزى كه آسمان ها و زمين را آفريد، مكّه را حرام ساخت و تا برپايى قيامت نيز حرام است و آن براى هيچ كس پيش از من، حلال نشده و براى هيچ كس پس ازمن نيز حلال نخواهد شد و براى من، جز ساعتى از يك روز، حلال نشده است.
۱.الكافي: ج 4 ص 226 ح 4 عن معاوية بن عمّار، بحارالأنوار: ج 21 ص 136 ح 27؛ صحيح البخاري: ج 2 ص 652 ح 1738 عن ابن عبّاس.
صحيح البخاري عن أبي شُرَيحـ لِعَمرِو بنِ سَعيدٍ، وهُوَ يَبعَثُ البُعوثَ إلى مَكَّةَ ـ: اِيذَن لي أيُّهَا الأَميرُ اُحَدِّثكَ قَولًا قامَ بِهِ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله الغَدَ مِن يَومِ الفَتحِ، سَمِعَتهُ اُذُنايَ ووَعاهُ قَلبي وأبصَرَتهُ عَينايَ حينَ تَكَلَّمَ بِهِ، حَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَيهِ، ثُمَّ قالَ: إنَّ مَكَّةَ حَرَّمَهَا اللّهُ ولَم يُحَرِّمهَا النّاسُ، فَلا يَحِلُّ لِامرِئٍ يُؤمِنُ بِاللّهِ واليَومِ الآخِرِ أن يَسفِكَ بِها دَمًا ولا يَعضِدَ ۱ بِها شَجَرَةً، فَإِن أحَدٌ تَرَخَّصَ لِقِتالِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فيها فَقولوا: إنَّ اللّهَ قَد أذِنَ لِرَسولِهِ ولَم يَأذَن لَكُم، وإنَّما أذِنَ لي فيها ساعَةً مِن نَهارٍ، ثُمَّ عادَت حُرمَتُهَا اليَومَ كَحُرمَتِها

صحيح البخارىـ به نقل از ابو شُرَيح، به عمرو بن سعيد، در حالى كه عمرو، گروه هايى را به مكّه اعزام مى كرد ـ: اى امير! اجازه بده سخنى را از قول پيامبر صلى الله عليه و آله در فرداى روز فتح مكّه برايت باز گويم. دو گوشم شنيد و با قلبم در يافتم و دو چشمم ديد كه پيامبر صلى الله عليه و آله آن سخن را گفت. او پس از حمد و ثناى خدا فرمود: «مكّه را خداوند، حرام كرده است؛ ولى مردم، حرامش ندانستند! براى هيچ كس كه به خدا و قيامتْ ايمان دارد، حلال نيست كه در آن، خونى بريزد و درختى را قطع كند. پس اگر كسى در پى رخصت بود و به جنگ پيامبر صلى الله عليه و آله در مكّه استناد كرد، بگوييد: خداوند به پيامبرش اجازه داد و به شما اجازه نداده است. همانا خداوند، تنها يك ساعت از يك روز را در آن به من اجازه داد. سپس احترام

۱.أي يُقطع (النهاية: ج 3 ص 251).
۲.صحيح البخاري: ج 1 ص 51 ح 104.